منصور سيد سجادى

67

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )

خراسان تا هند مىرسيده و بدين‌گونه شامل قهستان و سيستان و « بعضى » بخش‌هاى ديگر مىشد ولى مرزهاى عملى آن همان بيابان‌هاى جنوبى ايران بشمار مىرفتند 17 . مسئلهء اختلاط و اختلاف در مورد مرزهاى خراسان به‌ويژه در دو نقطه به اوج خود مىرسد كه عبارتند از اختلاف و افتراق بين مرزهاى خراسان و ماوراء النهر و خوارزم . به نظر مىآيد يكى از دلايل عمدهء اين تخليطها آن باشد كه بيشتر مورخان عربىنويس دوران اسلامى تمام بخش‌هاى سرزمين‌هاى شرقى خلافت را كه در آن زمان به فارسى يا درهرحال به يكى از زبان‌هاى ايرانى سخن مىگفته يا فرهنگ ايرانى فرهنگ برتر آن نقاط بوده است ، خراسان ناميده‌اند . به عنوان مثال ، مقدسى 18 تقريبا كليهء سرزمين‌هاى تحت تسلط سامانيان را خراسان ناميده اما وقتى به نويسندگان فارسىنويس چون نويسندهء ناشناس حدود العالم يا حمد اللّه مستوفى يا ايرانيان عربىنويس مانند استخرى يا جيهانى مىرسيم ، اين وجوه اختلاف كمتر مىشود و تصوير نسبتا روشن‌ترى از سرزمين‌هاى خراسان و همسايگان آن‌ها به دست مىآوريم . اين تخليط و پيچيدگى شايد علت ديگرى هم داشته باشد ؛ يعنى تقسيم‌بندىهاى سرزمين‌ها و مرزهاى سياسى در آن زمان منوط به حدود حكمرانى پادشاهان و اميران بوده و جايى كه يك خاندان يا يك سلسله داراى قدرتى بوده است ، نام جغرافيايى منطقهء اصلى را نيز به خود مىگرفته است . در اين زمينه به عنوان مثال مىتوان به نوشته‌هاى حدود العالم دربارهء پادشاهى خراسان و ماوراء النهر 19 يا نوشته‌هاى مقدسى دربارهء گستردگى سرزمين‌هاى تحت تسلط سامانيان توجه كرد 20 . 2 . جايگاه خراسان در سرزمين‌هاى اسلامى نويسندهء حدود العالم جهان را ابتدا به دو بخش شمالى و جنوبى تقسيم كرده 21 و سپس بخش شمالى را نيز سه قسمت كرده است 22 و بخش جنوبى را با نام « آبادانى جنوب » خوانده است . همين نويسنده نواحى آباد جهان را پنجاه و يك ناحيه دانسته كه از اين تعداد چهل و پنج ناحيهء آباد جهان را در بخش شمالى زمين و بقيهء سرزمين‌هاى آباد را در جنوب قرار داده است 23 . جزو نواحى آبادان بخش شمالى جهان : « حين