منصور سيد سجادى

66

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )

خراسان خاص سرزمينى گسترده است كه از نزديك كرانه‌هاى جنوب شرقى درياى خزر تا بلندىهاى حصار مانند پامير و هندوكش را دربر مىگيرد 7 . خواهيم ديد اگر چه نظريات جغرافىدانان اسلامى كمابيش همان است كه التون بيان كرده اما در نوشته‌هاى وى گونه‌اى گزافه‌گويى تاريخى نيز وجود دارد . اين مسئله درست است كه بنابر نوشتهء وى نظرى ديرينه دربارهء خراسان بزرگ در ميان هست كه فى المثل مردم عراق در قرون وسطى با مفهوم كلمهء خراسان تفنن كرده و آن را از حلوان يا ( شهر ) رى به سوى شرق : « آنجا كه خور برآيد » گرفته‌اند 8 ، اما درواقع به نظر او خراسان گاهى شامل سرزمين‌هاى پرنعمت جنوب درياى آرال 9 و ناحيت‌هاى آن سوى جيحون 10 و بسيارى از بخش‌هاى شرقى فلات ايران مىشده است ؛ پس ، از يك نظر حدود شرقى خراسان تا مرزهاى چين هم مىرسيده است ، اما التون خود اظهار مىدارد كه اين مرز به ندرت از بلخ و بخش معروف به طخارستان ، كه همان باختر باستانى است 11 آن‌سوتر مىرفت 12 . نظر اين پژوهنده دربارهء مرزهاى غربى خراسان درست‌تر است ؛ اگر چه نوشته است : « در مغرب به همين‌گونه حدود خراسان كمتر به مرزهاى زاگرس مىرسيد » 13 . از آن‌جا كه وى منظور خود را از زاگرس بيان نكرده به نظر مىآيد منظور او كوه‌هاى زاگرس غربى باشد اما جاى آن دارد اضافه كنيم كه مرزهاى خراسان در طول تاريخ هرگز به دروازه‌هاى رى نيز نرسيده ، چه رسد به مرزهاى زاگرس در غربىترين بخش‌هاى فلات ايران ! در اين زمينه ابتدا به تشريح نظرهاى التون ادامه مىدهيم و سپس گواهان تاريخى و جغرافيايى نويسندگان دوران كلاسيك اسلامى را خواهيم آورد تا اختلافات و وجوه تفريق بين مورخان و جغرافىدانان را دربارهء حدود و مرزهاى خراسان بشناسيم . التون ادامه مىدهد كه [ خراسان ] گاهى شامل قومس ، جرجان ، رى و بخش‌هايى از طبرستان نيز مىگشت 14 و نيز با آن‌كه گاهى ماوراء النهر با خراسان يكى گرفته مىشد اما عملا آمودريا مرز شمالى خراسان محسوب مىشده و گاهى حتى تا اين حدود هم نمىرسيده است 15 . نكتهء آخر در تحقيقات التون آن‌كه وى مرزهاى خراسان را در دورهء ساسانيان تا حدود رودخانهء مرغاب در واحهء مرو مىداند 16 . در قسمت جنوب ، حدود فرضى