منصور سيد سجادى

37

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )

حدود العالم چند نمونه از اين كارهاست و چنان كه اشاره كرديم ، در نظر بسيارى از پژوهشگران مأخذ اصلى كليهء آن‌ها كتاب صورة الاقاليم ابو زيد بلخى بوده است 132 . استخرى در موارد گوناگونى از مرو ياد مىكند . بار نخست زمانى كه فهرستى از شهرهاى خراسان را به دست مىدهد و در آنجا مرو را همراه نيشابور ، هرات و بلخ جزو شهرهاى اصلى و مهم خراسان مىشمارد 133 . در جاى ديگر ، استخرى در پنج صفحه شرح كاملى از شهر مرو به دست مىدهد . در اين توصيف استخرى به بنيان‌گذار شهر و موقعيت آن در واحه‌اى پست ، شن‌ها و زمين شور آن ، مساجد و ساختمان‌هاى آن مىپردازد . استخرى همچنين از كهندژ شهر ، بازار آن ، رودخانه‌ها و آبراهه‌ها و محلات گوناگون شهر نيز نام مىبرد . همين نويسنده شرحى دربارهء ديوار شهر و دروازه‌هاى آن دارد و نام هريك را نيز ياد كرده است . به نظر مىآيد كه استخرى تنها نويسنده‌اى باشد كه جدا از نام درها و دروازه‌ها ، نام ديوار شهر « راى » را نيز ضبط كرده است . استخرى همچنين به منابع آب شهر ، سدها و بندهاى آن و تقسيم آب آن اشاره دارد و سرچشمهء رود مرغاب را در غرجستان مىداند . بجز اين اطلاعات جغرافيايى ، استخرى به ذكر يكى دو واقعهء تاريخى در ارتباط با شهر يعنى كشته شدن يزدگرد سوم و پيروزى عباسيان بر امويان نيز پرداخته است . اين نويسنده اشاره‌اى دارد بر محصولات كشاورزى و توليدات صنعتى شهر و راه‌هاى ارتباطى آن و فاصلهء شهر مرو با ساير شهرهاى اصلى خراسان و سپس نامى از شخصيت‌هاى تاريخى ، نظامى ، مذهبى و دانشمندانى كه در مرو زيسته‌اند برده است 134 . بجز مطالب بالا ، استخرى در توصيف شهر مرو نيم‌نگاهى نيز به تاريخ اين شهر در زمان پيش از اسلام دارد . وى از نظر كلى ، شهر مرو را با ديدى مثبت ارزيابى مىكند و اطلاعات و اخبار داده‌شده از سوى او از ديدگاه پژوهشى دربارهء اين شهر جالب و قابل توجهند . مورخ ، جغرافىنويس ديگر همين سده نيز از مرو سخن مىگويد 135 . البته شرحى كه ابن حوقل دربارهء شهر مرو دارد ، با توجه به اختلافات كوچكى كه به آسانى مىتوان از آن‌ها صرف‌نظر كرد ، از هرجهت شبيه تشريح استخرى است . همين مطلب دربارهء كتاب