منصور سيد سجادى
31
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )
مفقود شده است اما نويسندگانى چون ثعالبى ، ابن اثير ، جوينى و ابن خردادبه از آن استفاده كردهاند . متن ديگر در تاريخ خراسان از ابو الهاشم مداينى ( مرده در بغداد 839 - 830 م / 225 - 215 ق ) و نويسندهء كارهاى بسيارى از جمله فتوح خراسان است كه آنهم در دست نيست اما كسانى چون بلاذرى ، دينورى ، يعقوبى ، طبرى و مسعودى 59 از آن استفاده نمودهاند . كتاب مورخ خراسانى گرديزى اثر مهمى است 60 كه اخبار و تاريخ آسياى مركزى و خراسان را دربر مىگيرد و به نظر مىآيد كه يكى از منابع كارگرديزى ، همان كار اشارهشدهء پيشين اسلامى باشد . ديگر مورخ خراسانى ابن فندق در كتاب خود موسوم به تاريخ بيهق 61 كه دربارهء زادگاه خود بيهق نوشته ، فهرستى از كتابهايى را كه راجع به شهرهاى خراسان نوشته شدهاند به دست مىدهد 62 . برخى از متون دوران اسلامى دربارهء مناطق ، ولايات و شهرهاى مختلف خراسان كه هركدام بنابر ارزش و اعتبار خود اطلاعاتى را دربارهء منطقهء موردنظر ما به دست مىدهند ، عبارتند از تاريخ بلخ محمد بن عقيل و فضايل بلخ صفى الدين ابو بكر عبد اللّه ابن عمر كه در سال 1213 م / 610 ق به عربى نوشته شده و بعدا در 1278 م / 677 ق به فارسى ترجمه شده كه هر دوى اين كتابها دربارهء شهر بلخ يا باكتريانا و باختر باستانى هستند . نيشابور به سبب اهميت بسيار زيادى كه در تاريخ فلات ايران در دوران اسلامى داشته ، از شهرهايىست كه كتابها و مقالات بسيارى را به خود تخصيص داده و بيشتر آنها به دست خود نيشابوريان نگاشتهشده است . در ميان اين كتابها مىتوان از تاريخ نيشابور ابو القاسم الكعبى البلخى و تاريخ نيشابور حاكم نيشابورى نام برد . اين كتاب آخرى در دوازده جلد بود كه امروزه تنها بخشى از آن در دست است . اين كتاب كه در سالهاى آخرين سدهء چهارم هجرى به زبان عربى نوشته شده و با نام علماء مدينه نيشابور نيز معروف بوده ، بعدا به فارسى ترجمه و تلخيص شده است 63 . عبد اللّه بن عبد الغفار الفارسى كتاب تاريخ نيشابور پيشين را در برخى موارد تكميل كرده و با نام سياق التواريخ خوانده است . در تاريخ اين شهر كتاب ديگرى از احمد قاضى وجود دارد كه آنهم با نام تاريخ نيشابور معروف است . براى هرات