محمد الريشهري ( مترجم : شيخى )

63

منتخب ميزان الحكمة ( فارسى )

227 امام على عليه السلام : شير درنده بهتر است از فرمانرواى ستمگر و فرمانرواى ستمگر بهتر است از فتنه‌هاى ديرپاى . 228 كنز العمّال - به نقل از ابو البخترى - : مردى وارد مسجد شد و گفت : حُكم جز از آنِ خدا نيست . ديگرى نيز گفت : حُكم جز خدا را نشايد . در اين هنگام على عليه السلام فرمود : [ البته ] حكم جز از آنِ خدا نيست « همانا وعدهء خدا راست است . مبادا آنان كه يقين ندارند تو را بىثبات گردانند » . شما نمىدانيد اينها چه مىگويند ؟ اينها مىگويند : حكومت لازم نيست . اى مردم ! [ وضع ] شما را به سامان نياورد مگر فرمانروا ؛ نيك باشد يا تبهكار . گفتند : سخن تو دربارهء فرمانرواى نيكو كردار ، درست ، اما تبهكار چگونه ؟ فرمود : مؤمن به كار خود مىپردازد و نابكار برخوردار مىشود ، خداوند اجل مقدّر را مىرساند ، راههايتان امن مىشود ، بازارهايتان رونق مىگيرد ، خراجهايتان گردآورى مىشود ، با دشمنتان پيكار مىشود و حقّ ناتوان از زورمند گرفته مىگردد . 73 - فرمانروايى بدكاران 229 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هرگاه فرمانروايان شما نيكانتان باشند و توانگران شما بخشندگانتان و كارهايتان با شور و مشورت ، روى زمين از درون آن براى شما بهتر است ، و هرگاه فرمانروا يانتان بَدان شما باشند و ثروتمندانتان بخيلانتان و كار شما به دست زنانتان افتد ، زير خاك از روى زمين برايتان بهتر است . 74 - ارزش حكومت 230 امام على عليه السلام - آنگاه كه مشغول پينه زدن كفش خود بود و ابن عباس آمد و گفت : حاجيان گرد آمده‌اند تا سخنى از شما بشنوند - فرمود : سوگند به خدا اين دو ( لنگه كفش ) را بيش از كار شما ( حكومت ) دوست مىدارم مگر آنكه حدّى را اجرا كنم يا باطلى را دور سازم . 231 نهج البلاغة - به نقل از عبد اللَّه بن عباس - : بر اميرالمؤمنين عليه السلام در منطقهء ذى قار وارد شدم در حالى كه حضرت كفش خود را پينه مىزد . از من پرسيد : اين كفش چقدر مىارزد ؟ گفتم : ارزشى ندارد . فرمود : به خدا قسم اين را از حكومت بر شما دوست‌تر دارم مگر آن كه [ بخواهم ] حقّى را بر پا دارم يا باطلى را براندازم . 232 امام على عليه السلام - در نامهء خود به ابن عباس - نوشت : اما بعد [ از حمد ] ؛ مبادا بهرهء تو از حكومتت به دست آوردن مالى يا فرو نشاندن خشمى ( انتقامگيرى ) باشد . بلكه بايد بهره‌ات ميراندن باطلى باشد و زنده‌كردن حقّى . ر . ك : عنوان 196 « سلطان » .