محمد الريشهري ( مترجم : شيخى )
489
منتخب ميزان الحكمة ( فارسى )
2367 امام على عليه السلام : هر چيزى كه از ياد خدا غافل كند ، در شمار مَيسر ( قمار ) است . 2368 امام على عليه السلام : هر آنچه از ياد خدا غافل كند ، از ابليس است . 2369 امام زين العابدين عليه السلام : پر خورى و سستى اراده و مستى سيرى و غرور قدرت ، از عوامل باز دارنده و كند كننده در عمل است و ياد [ خدا ] را از دل مىبرد . 763 - آثار روى گرداندن از ياد خدا قرآن : « و هر كس از ياد من روى گرداند ، زندگىاش تنگ شود « 1 » و در روز قيامت نابينا محشورش سازيم . گويد : اى پروردگار من ! چرا مرا نابينا محشور كردى و حال آن كه من بينا بودم ؟ گويد : همچنان كه آيات ما بر تو آمد و تو آنها را فراموش كردى ، امروز همان گونه خود فراموش مىشوى » . « و هر كس كه از ياد خداى رحمان روى گرداند ، شيطانى بر او مىگماريم تا همدم او باشد » . « و مانند آن كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز چنان كرد تا خود را فراموش كنند . ايشان همان فاسقانند » . حديث : 2370 امام على عليه السلام : هر كس خداى سبحان را فراموش كند ، خداوند خودش را از ياد او ببرد و دلش را كور كند . 764 - ذكر خفىّ قرآن : « پروردگارت را در دل خود به تضرّع و ترس ، بى آن كه صداى خود را بلند كنى ، هر صبح و شام ياد كن و از غافلان مباش » . حديث : 2371 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بهترين ذكر ، ذكر خفىّ [ پنهان ] است . 2372 امام باقر يا امام صادق عليهما السلام : فرشته ننويسد جز آنچه را كه مىشنود . خداوند عز و جل فرموده است : « و پروردگارت را در دل خود ياد كن » . [ اندازهء ] ثواب اين ذكر درونى بنده را كسى جز خداوند متعال نمىداند .
--> ( 1 ) . مرحوم علّامه طباطبايى : اين كه مى فرمايد : « زندگىاش تنگشود » دليلش اين است كه هر كس پروردگار خود را فراموش كند و به ياد او نباشد ، راهى برايش نمىماند جز اين كه به دنيا چنگ زند و آن را تنها مطلوب و هدف خويش قرار دهد و براى تحصيل آن بكوشد و تمام همّ و غمش را مصروف درست كردن زندگى خود و توسعه بخشيدن به آن و بهرهمند شدن از آن كند . زندگى چنين كسى ، كم باشد يا زياد ، او را بسنده و جوابگو نيست ؛ زيرا هر چه به دست آورد باز راضى نمىشود و سعى مىكند تا بيشتر و بيشتر به چنگ آورد و در جايى متوقف نمىشود . بنابراين ، هرچه به دست آورد ، باز ناراحت و ناراضى است و دلش بيشتر مىخواهد ؛ به علاوه ، غم و اندوه و نگرانى و اضطراب و ترس از پيشامدها و بلاهاى ناگوارى چون مرگ و بيمارى و آفت و حسادتِ بدخواهان و توطئهء دشمنان و ناكامى در كوششها و از دست دادن كسان و چيزهايى كه دوست دارد ، او را پيوسته دلتنگ و بى قرار مىسازد ، در صورتى كه اگر مقام و عظمت پروردگار خويش را مىشناخت و همواره به ياد او بود و فراموشش نمىكرد ، يقين مىيافت كه نزد پروردگارش حياتى جاودانه و نياميخته با مرگ و نيستى دارد و مُلكى زوال ناپذير و عزّتى ناب و تهى از خوارى و نيز شادى و مقام و كرامتى كه اندازه و پايانى ندارد در انتظار اوست و در مىيافت كه دنيا گذرگاه است و زندگى آن ، در قياس با زندگى اخروى ناچيز است . اگر اين نكتهها را درمىيافت ، به همان مقدار از دنيا كه برايش مقدّر شده قناعت مىكرد و معيشتى كه بهرهاش گشته است ، كفايتش مىنمود و خود را در تنگنا و سختى قرار نمىداد . آيهء « و كسى كه از ياد خداوند رحمان روى گرداند شيطانى را بر او مىگماريم » يعنى كسى كه خود را نسبت به ياد خداى رحمان به كورى زند و همچون افراد شب كور ، يا داراى ضعف بينايى ، به او بنگرد شيطانى را بر او مىگماريم . . . « كه قرين اوست » يعنى همدم و همنشين جداناشدنى از اوست .