محمد الريشهري ( تلخيص غلامعلى )

83

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

فصل دوازدهم : چند مأموريت مهم الف - شكستن بت‌ها 38 . الإرشاد - در ذكر حوادث پس از جنگ حُنَين - : سپس پيامبر صلى الله عليه و آله ، خود به سوى طائف حركت كرد و آنان را چندين روز در محاصره داشت و امير مؤمنان را با گروهى از سواران روانه كرد و به او فرمان داد كه هر چه از آثار جاهليّت يافت ، نابود كند و هر بتى ديد ، بشكند . على عليه السلام حركت كرد تا به گروه فراوانى از سواران قبيلهء خَثعَم برخورد و مردى از آنان به نام شهاب ، در تاريك و روشنايى صبح بيرون آمد و مبارز طلبيد . امير مؤمنان فرمود : « چه كسى به رويارويىاش مىرود ؟ » . هيچ كس برنخاست . امير مؤمنان ، خود برخاست كه ابو العاص بن ربيع ، همسر دختر پيامبر خدا ( زينب ) ، از جا جَست و گفت : اى فرمانده ! [ سرانجام ، ] يكى از ما با او مقابله مىكند و نيازى به ميدان رفتن تو نيست ؛ امّا على عليه السلام فرمود : « نه . [ من مىروم ] ؛ امّا اگر كشته شدم ، تو فرمانده لشكر باش » . پس اميرمؤمنان به مبارزه‌اش درآمد و چنين مىخواند : « بى گمان ، بر عهدهء هر رئيس ، اين وظيفه است يا نيزه‌اش را سيراب كند يا خُرد و كوبيده شود » . پس بر او ضربه‌اى زد و وى را كشت و با سواران همراهش رفت و بت‌ها را