محمد الريشهري

495

علم و حكمت در قرآن و حديث ( فارسى )

عادت كنند ، تا آن را هنگام نياز به كار برند . همچنين برخى ديگر گفته اند : « نمى دانم » را بياموز ؛ زيرا چون گفتى : « نمى دانم » ، به تو مى آموزند تا بدانى و اگر گفتى : « مى دانم » ، از تو مى پرسند تا به جهل خويش واقف شوى « 1 » . بدان كه سخن دانشمند [ در گفتن ] « نمى دانم » منزلت وى را پايين نمى آورد ؛ بلكه مايه رفعت و مزيد منزلتِ و عظمت وى در قلوب مردم مى گردد . اين تفضّلى است از خداى متعال و پاداشى است در برابر به حق گردن گزاردن و دليلى است روشن بر بزرگى گوينده اش و تقوا و كمال شناخت وى . و بى اطلاعى وى نسبت به برخى مسائل نيز ، ضررى به اين شناخت نمى زند . « نمى دانم » گفتن وى نيز حاكى از تقواى اوست و چنين مى نمايد كه در فتوا گزافه نمى بافد و نشان از اين است كه آنچه پرسش شده از مسائل مشكل است و تنها آن كس كه كم دانش و بى تقوا در دين است ، « نمى دانم » نمى گويد ؛ زيرا مى ترسد كه [ با گفتنِ آن ] از ديده مردم بيفتد و اين خود نادانى ديگرى است . مبادرت به پاسخ گفتن در آنچه نمى داند ، او را دچار گناهى بزرگ مى سازد و مانع از پى بردن به جهلش هم نمى شود . به علاوه نقطه ضعف و قصور وى را آشكار مى سازد و به موجب حديث قدسى « مَن افسَد جوّانيّه افسد اللّه عليه برّانيّه ؛ « 2 » هركس درونش فاسد و تباه شود خداوند برونش را فاسد و تباه گرداند » ، خداوند تعالى گستاخى وى را در سخن گفتن [ نابجا ] در امر دين برملا خواهد ساخت . پر واضح است آن گاه كه ديده مىشود پژوهشگران بسيار مى گويند : « نمى دانم » و اين نگون بخت هرگز اين كلمه را بر زبان جارى نمى كند ، دانسته مىشود آنان بر دين و تقواى خود انديشناك اند ، اما وى به جهت جهل و كمى [ بضاعت ] دينى خود ، گزافه مى بافد و سرانجام در همان جا فرو مى افتد كه از آن مى هراسد و سرانجام نيز

--> ( 1 ) قوت القلوب : 1 / 96 ، أعلام الموقّعين : 4 / 278 ، جامع بيان العلم : 2 / 68 ، صفة الفتوى : 9 والقائل أبو الذيّال كما في المصدرين الأخيرين . ( 2 ) مشكاة الأنوار : 321 .