محمد الريشهري
46
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
ضرورى است . افزون بر اين ، نمىتوان آيات صريح قرآن را در بارهء وقوع رجعت ، ناديده گرفت . آيا اين آيات قرآنى هم از يهود وارد اسلام شدهاند ؟ در روايات اهل سنّت « 1 » از بازگشت گروههايى از مردم در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و پس از ايشان سخن گفته شده است . تعداد اين روايات ، بسيار است . « 2 » در پارهاى روايات ، به رجوع برخى صحابهء پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مانند زيد بن خارجه « 3 » و ربيع بن حراش « 4 » اشاره شده است . روايات بازگشت مردگان به دنيا آن قدر زيادند كه ابن ابى الدنيا كتابى با نام من عاش بعد الموت ( كسانى كه پس از مرگ زيستهاند ) ، نوشته است و در آن ، عجايب زيادى را نقل مىكند . همچنين روايات زيادى از اهل سنّت نقل شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله پس از مرگ ، زنده شده و افرادى ايشان را ديدهاند . ميان علما در مورد امكان چنين چيزى ، بحثهاى زيادى در گرفته ، تا جايى كه سيوطى كتابى در موضوع امكان ديدن پيامبر صلى الله عليه و آله و
--> ( 1 ) . در اين جا شواهد حديثى را تنها از اهل سنّت مىآوريم تا اين كه براى منكران ، حجّيت بيشترى داشته باشد ، هر چند بسيارى از اين روايات ضعيف اند و اعتبارى ندارند . ( 2 ) . از جمله ، روايات بيهقى در دلائل النبوّة ( ج 3 ص 89 ) و البداية والنهاية ( ج 3 ص 290 ) و ابن ابى الدنيا در منعاش بعد الموت ( ص 32 ) . شيخ على آل محسن ، تعدادى از اين روايات را آورده است ( ر . ك : إثبات الرجعة : ص 54 - 56 ) . ( 3 ) . بيهقى در دلائل النبوة ( ج 6 ص 55 ) اين حديث را مىآورد و سند آن را صحيح مىداند . ابن اثير نيز در اسدالغابة ( ج 2 ص 354 ش 1831 ) ماجراى بازگشت زيد را صحيح مىداند . ديگر كتابهايى كه از اين ماجرا ياد كردهاند ، عبارتاند از : التاريخ الكبير ، بخارى : ج 3 ص 383 ش 1281 ، الاستيعاب : ج 2 ص 118 ش 849 ، الجرح و التعديل ، ابن ابى حاتم : ج 3 ص 562 ش 2541 ، الثقات : ج 3 ص 137 ، مشاهير علماء الأمصار ، ابن حبان : ص 37 ، تهذيب التهذيب : ج 3 ص 243 ش 2500 ، الإصابة : ج 2 ص 498 ش 2901 . نيز ، ر . ك : إثبات الرجعة : ص 59 - 60 . ( 4 ) . ابن سعد در الطبقات الكبرى ( ج 6 ص 127 ) ، ابن ابى حاتم در الجرح و التعديل ( ج 3 ص 456 ) ، بيهقى در دلائل النبوّة ( ج 6 ص 454 ) به آن اشاره كردهاند . بيهقى ، اين حديث را آن چنان صحيح مىداند كه مىگويد : هيچ حديثشناسى در صحّت آن ، ترديد نمىكند ( ر . ك : إثبات الرجعة : ص 60 - 62 ) .