محمد الريشهري

38

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

انكار آن را موجب خروج از مذهب مىدانند . « 1 » احتمالًا كثرت احاديث اين باب - كه به حدّ تواتر ، است - و نيز اعتبار شمارى از اين احاديث ، موجب شده است كه اعتقاد به رجعت ، از ضروريّات مذهب شود . امّا برخى معاصران ، منكر ضرورى بودن آن هستند و اعتقاد به آن را به اثبات احاديث مربوط ، وابسته دانسته‌اند . « 2 » البتّه گويا مقصود آنان ، اين بوده كه اعتقاد به « رجعت » ، مانند عدل و امامت از اصول مذهب نيست ، « 3 » و گرنه با توجّه به كميت و كيفيت احاديث رجعت ، بايد آن را از ضروريّات مذهب دانست ، هر چند از فروع اعتقادى است . « 4 »

--> ( 1 ) . حق اليقين : ج 2 ص 354 . ( 2 ) . مانند علّامه سيّد محسن امين در كتاب نقض الوشيعة ( ص 473 ) و محمّد جواد مغنيه در الجوامع و الفوارق بين‌السنة و الشيعة ( ص 302 ) و محمّدرضا مظفّر در عقائد الاماميّة ( ص 84 ) . ( 3 ) . چنان كه مرحوم مغنيه در الجوامع و الفوارق بين السنّة و الشيعة ( ص 302 ) به اين موضوع تصريح مىكند . ( 4 ) . با توجّه به اين كه اين بزرگان كتاب‌هايشان را در پاسخ به مخالفان نوشته‌اند ، احتمال مىرود كه اين نظر را به اين دليل داده‌اند كه مخاطب ، ظرفيت درك آن را نداشته و به ناچار در حدّ ظرفيت او سخن گفته‌اند . اين روشى است كه از شيوهء تبليغ انبيا به دست آمده است . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « إِنَّا مَعاشِرَ الأَنبِياءِ أُمِرنا أَن نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلى قَدرِ عُقُولِهِم » ( الكافى : ج 1 ص 23 ح 15 ) . امامان شيعه نيز به همين روش عمل كرده‌اند . مثلًا امام صادق عليه السلام در پاسخ پرسش از امور بزرگى مانند رجعت ، به دليل آن كه مخاطبان نمىتوانستند معناى درست آن را درك كنند ، پاسخ دادند كه اينك وقت اين حرف‌ها نيست : « عَن زُرَارَةَ قَالَ : سَأَلتُ أَبا عَبدِ اللَّهِ عليه السلام عَن هَذِهِ الأُمُورِ العِظامِ مِنَ الرَّجعَةِ وَ أَشباهِها فَقالَ : إِنَّ هَذَا الَّذى تَسأَلُونَ عَنهُ لَم يَجِئ أَوانُهُ وَ قَد قَالَ اللَّه عز و جل : « بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ » » ( يونس : آيهء 39 ) ( مختصر بصائر الدرجات : ص 24 ، بحار الأنوار : ج 53 ص 40 ح 4 ) . عيّاشى نيز در تفسيرش ، مشابه اين پرسش و پاسخ را به نقل از حمران از امام باقر عليه السلام مىآورد ( تفسير العيّاشى : ج 2 ص 122 ح 20 ) . به نظر مىرسد به دليل شباهت كامل متن پرسش و پاسخ ، يك حديث بوده و دو گونه نقل شده است .