محمد الريشهري

39

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

كسى ديگر ] مده ؛ خداوند - كه جلالتش باشكوه باد - ، تو را موفّق مىدارد » . گفتم : اى مولاى من ! از اين پس ، ديگر تو را نمىبينم ؟ فرمود : « اى حسن ! هنگامى كه خدا بخواهد » . من از حج باز گشتم و ملازم خانهء جعفر بن محمّد عليه السلام شدم و از آن جا كه بيرون مىآمدم ، جز براى اين سه كار باز نمىگشتم : براى تجديد وضو يا خواب و يا وقت افطار . وقت افطار ، داخل اتاقم مىشدم و كاسه‌اى چهار نفره پر از آب و نانى بر سر آن مىديدم كه هر چه در طول روز دلم خواسته بود ، روى آن قرار داشت و آن را مىخوردم و برايم كافى بود و در وقت سرما و زمستان ، لباس زمستان و در تابستان ، لباس تابستان مىرسيد و من در روز ، وارد آب [ حوض ] مىشدم و اتاق را آب پاشى مىكردم و كوزه را خالى مىنهادم و غذا برايم آورده مىشد و چون نيازى به آن نداشتم ، آن را شبانه صدقه مىدادم تا كسانى كه همراه من هستند ، از وضعيت من آگاه نشوند . « 1 » 782 . ابو حسين ، حسن بن وجناء « 2 » گفته است كه : پدرم از جدّش « 3 » برايم نقل كرد كه در خانهء امام عسكرى عليه السلام بوده كه سواران به همراهى جعفر بن على كذّاب « 4 » به آنها هجوم

--> ( 1 ) . كمال الدين : ص 443 ح 7 ، الثاقب فى المناقب : ص 612 ح 558 ( با عبارت مشابه ) ، الخرائج و الجرائح : ج 2 ص 961 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 31 ح 27 . ( 2 ) . در بحار الأنوار « ابو حسن بن وجناء » و در الخرائج « ابو حسين بن وجناء » آمده است . به نظر مىرسد كه اين‌شخص ، فرزند حسن بن وجناء نصيبى است . ( 3 ) . در برخى نسخه ها « از جدّم » آمده است . ( 4 ) . او عموى امام زمان عليه السلام بود كه مدّعى امامت شد ، و به « جعفر كذّاب » مشهور گرديد ؛ همانطور كه بر اساس‌فرمودهء امام زين العابدين عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام ، پيامبر از آن خبر داده بود . در كتاب الكافى از على ، از عبد اللَّه بن صالح و احمد بن نضر از قنبرى ( مردى از فرزندان قنبر كبير ، غلام امام رضا عليه السلام ) ، روايت كرده است كه گفت : قصّه جعفر بن على ( مشهور به جعفر كذّاب ) پيش آمد . پس قنبرى ، او را مذمّت كرد . من به او گفتم : آيا امام را ديده‌اى ؟ امام كسى جز او نيست . گفت : من او را نديده‌ام ، و ديگرى او را ديده است . گفتم : چه كسى او را ديده ؟ گفت : جعفر ، دوبار ديده و ماجرايى دارد . شيخ صدوق در كمال الدين با سند خود از محمّد بن صالح بن على بن محمّد بن قنبر كبير غلام امام رضا عليه السلام گفت : امام زمان عليه السلام روزى از جايى ناشناخته بر جعفر كذّاب ، وارد شد ؛ در زمانى كه جعفر پس از درگذشت ابو محمّد عسكرى عليه السلام بر سر ميراث دعوا داشت . به وى فرمود : « اى جعفر ! تو را چه مىشود كه متعرّض حقوق من مىشوى ؟ » . جعفر ، متحيّر و مبهوت شد ، و سپس ، امام پنهان شد . جعفر در پى يافتن ايشان برآمد ؛ امّا او را نديد . وقتى مادر بزرگ امام يعنى امّ الحسن از دنيا رفت كه وصيت كرده بود در داخل خانه دفن شود ، باز جعفر با وارثان ديگر كشمكش كرد كه اين خانه ، خانهء من است ، و كسى نبايد در آن دفن گردد . امام عليه السلام به نزد او آمد و فرمود : « اى جعفر ! اين خانه ، خانهء توست ؟ » و بعد پنهان شد و پس از آن ، ديگر ديده نشد . اين دو خبر ، دلالت مىكنند كه جعفر ، دو بار قائم عليه السلام را ديده است ( ر . ك : الكافى : ج 1 ص 331 ح 9 ، الإرشاد : ج 2 ص 353 ، كمال الدين : ص 319 ح 2 و ص 431 ح 7 و ص 442 ح 15 ، الغيبة ، طوسى : ص 226 ح 193 و ص 248 ح 217 ) .