محمد الريشهري

59

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

33 . مردى شرقى ( م 928 ق ) مردى كه اصل وى شرقى بود و گفته مىشد : مدّتى هم در مكّه بوده ، به قاهره آمد و گفت كه مهدى است . به ملك الامرا گفت : « أنا المهدى » . قاضى شهاب الدين احمد بن شيرين در آن جا بود . چند پرسش علمى از وى كرد كه پاسخى نداد . ظاهر وى ، مرد پير كوتاه‌قدّى را نشان مىداد كه چيزى از علائم مهدى در او نبود . وقتى با ملك الامرا به تندى سخن گفت ، دستور دستگيرى وى را دادند و او را روانهء مارستان « 1 » كردند تا در كنار ديوانگان باشد . سر او را لخت كرده ، غل و زنجيرش كردند . وقتى خبر به شيخ ابراهيم و شيخ حسن عثمانى رسيد ، نزد ملك الامرا آمده ، وساطت او را كردند . او هم حكم به رهايى وى از مارستان كرد . اين مرد نزد عثمانىها بسيار بزرگ بود و كنار وى پنجاه نفرى از جماعت عجم در خدمتش بودند . وقتى از مارستان در مىآمد ، همهء مردم براى ديدن مهدى ، اجتماع كرده بودند . روز محشرى بود . ملك الامرا پشيمان شد و دستور دستگيرى او و حبسش را در بيت والى داد كه باز شفاعت كردند و آزادش نمودند . « 2 » 34 . شاه طهماسب ( م 962 ق ) رساله‌اى با عنوان مبشّرهء شاهيّه در سال 950 ق نوشته شد كه ضمن آن ، ادّعا شده بود سيزده سال بعد ، مهدى ظهور خواهد كرد . البتّه روشن نيست چه ارتباطى بين محتواى اين رساله با ادّعاى جماعتى از قزلباشان در بارهء ادّعاى مهدويت طهماسب در سال 962 ق داشته است . هر چه هست ، طهماسب روى خوش به اين ادّعاها نشان نداد و سخت با آنها برخورد كرد .

--> ( 1 ) . تيمارستان . ( 2 ) . بدائع الزهور فى وقائع الدهور : ج 2 ص 1732 .