محمد الريشهري

60

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

حسينى استرآبادى در تاريخ سلطانى مىگويد : گويند : در اين سال ، جمعى از قلندران بداعتقاد به هم رسيده ، نوّاب خاقان جنّت مكان را به حضرت صاحب العصر و الزمان مخاطب كردند و « امام عصر » مىخواندند . نوّاب خاقان ، ايشان را طلب كرده ، سؤال فرمودند . همگى اظهار عقيدت و اخلاص نمودند و اسناد مهدويت به آن حضرت دادند و سر ارادت بر خاك قدم او گذاشتند . نوّاب خاقان به دلايل عقلى و برهان نقلى ، خاطرنشان نتوانست نمود و از اين عقيدهء فاسد ، باز نگشتند . بالأخره سر ايشان را به تخماق خرد كردند . « 1 » همين خبر در تاريخ جهان‌آراى عبّاسى به اين شرح آمده است : جمعى از قلندران اسناد مهدويت به آن حضرت نموده ، در اين امر اصرار داشتند و بالأخره به سياست رسيدند . « 2 » 35 . ملّا هدايت آرندى شافعى ملّا هدايت آرندى - كه از اهالى روستاى آرند كهكيلويه بود - ، نزد شيخ حبيب اللَّه بصرى درس خواند . او كه به سبب رياضت‌هاى سخت ، توانايى انجام دادن كارهاى خارق العاده پيدا كرده بود ، پس از بازگشت به دهدشت ، ارادتمندانى پيدا كرد و جمعى از مردم ، كارهاى خارق العادهء او را مكاشفه و كرامات تصوّر نمودند و فريفتهء وى شدند و رفته‌رفته ، آوازهء او در اطراف گسترده شد . اهالى دهدشت و شهرهاى اطراف آن - كه در آن وقت ، همگى سنّى و شافعىمذهب بودند - نذورات به خدمتش مىآوردند و معبدى برايش در بالاى كوه ساختند كه به چلّه‌نشينى در آن مىپرداخت . در اربعين آخر مدّعى شد كه مهدى موعود است . خبر به حاكم كهكيلويه رسيد . حاكم ، دستور جلبش را صادر كرد . او و مريدانش را نزد حاكم

--> ( 1 ) . از شيخ صفى تا شاه صفى ( تاريخ سلطانى ) : ص 80 . ( 2 ) . تاريخ جهان‌آراى عبّاسى : ج 1 ص 68 .