محمد الريشهري
34
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
كرد . مىتوان گفت : اين مسئله بر اساس باورى بود كه در جريان سقوط امويان و روى كار آمدن عبّاسيان ، طرح شده بود و گفته مىشد كه مردى از سفيانىها ظهور مىكند و دوباره دولت اموى را باز مىگرداند . در آن هنگام و به محض شورش وى ، مأمون ، حارث بن عيسى را مأمور جنگيدن با وى كرد . به نقل ابن عساكر ، « 1 » در حالى كه دمشق زير سلطهء ابو العميطر بود ، حارث ، بر صور غلبه كرد و منتظر ماند تا عبد اللَّه بن طاهر ، وارد دمشق شود . اندكى بعد ، ابو العميطر در درگيرىاى كه ميان او و شمارى از قبايل عرب در منطقهء شبعا از وادى تيم روى داد ، شكست خورد . « 2 » در جريان حملهء عبد اللَّه بن على به دمشق ، و در حالى كه شمارى از مردمان قنسرين و حمص و تدمر به فرماندهى ابو محمّد بن عبد اللَّه بن يزيد بن معاوية بن ابى سفيان گرد آمده بودند ، اظهار مىشد كه اين ابو محمّد ، همان سفيانى است كه در احاديث آمده است . « 3 » در اين ماجرا و از نظر امويان و اهالى شام ، ظهور سفيانى به عنوان يك امر مثبت است ، در حالى كه شيعيان و ديگران ، نگاهى منفى به سفيانى دارند . 9 . محمّد بن قاسم علوى ( م 219 ق ) علويان زيدىمذهب كه در ايران فعّاليت مىكردند ، معمولًا مدّعى مهدويت نبودند . با اين حال ، نمونههايى وجود دارند كه دست كم ، ديگران در بارهء آنان ادّعاى مهدويت كردهاند . يك نمونه ، مربوط به محمّد بن قاسم بن على بن عمر بن على بن حسين در سال 219 ق است . وى كه گفته شده فردى عابد و زاهد و متّقى بود ، در كوفه مىزيست و وقتى در معرض تهديد معتصم قرار گرفت ، به خراسان
--> ( 1 ) . تاريخ دمشق : ج 55 ص 31 - 32 . ( 2 ) . الحلقة الضايعة من تاريخ جبل عامل : ص 102 . ( 3 ) . تاريخ الطبرى : ج 7 ص 444 .