محمد الريشهري

32

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

تعبير « قائم » ، شيعىتر از تعبير « مهدى » است و براى همين در اين مورد از اين مفهوم استفاده شده است . البتّه در بارهء زمان اين ادّعا بايد تحقيق بيشترى صورت گيرد ؛ زيرا اين ادّعا در زمان حيات امام صادق عليه السلام بىمعنا به نظر مىرسد . بسيارى از كسانى كه به دنبال امامت اسماعيل رفته بودند ، مدّعى امامت فرزندش محمّد شدند و اين بار هم ، مهدويت او را مطرح كردند . « 1 » به نوشتهء نوبختى ، گروهى در بارهء محمّد بن اسماعيل گفته‌اند كه : محمّد بن اسماعيل زنده است و نمرده و در سرزمين روم است ، و همو قائم مهدى است . معناى « قائم » نزد آنان نيز اين بود كه او با رسالت و شريعت جديدى مبعوث مىشود و با آن ، شريعت محمّد صلى الله عليه و آله منسوخ مىگردد . « 2 » اين ماجرا در اسماعيليّه ادامه يافت ، تا آن كه مهدىِ مهمّ آنان ، عبيد اللَّه ، در سال‌هاى پايانى قرن سوم ، دولت فاطمى را در شهرك مهديّه تأسيس كرد كه شرح اجمالى آن خواهد آمد . « 3 » امّا در ميان اماميّه ، شمارى از آنان ، پس از شهادت امام كاظم عليه السلام در مورد او اظهار كردند : نمرده و زنده است و نمىميرد تا اين كه فرمان‌رواى شرق و غرب زمين گردد و همهء آن را از عدل پر كند ، همان گونه كه از ستم پر شده است و همو قائم مهدى است . « 4 » آنان با استناد به برخىاز احاديث پدر امام كاظم عليه السلام در بارهء مهدى ، اين اظهار نظر را مطرح كردند . اين گروه ، اظهارات شگفتى در اين باره داشتند كه نوبختى آنها را نقل كرده است . « 5 » داستان واقفيّه در درون شيعه ، يك جريان جدّى بود كه

--> ( 1 ) . الحور العين : ص 216 - 217 . ( 2 ) . فرق الشيعة : ص 73 . ( 3 ) . ر . ك : ص 36 . ( 4 ) . فرق الشيعة : ص 90 - 92 . ( 5 ) . فرق الشيعة : ص 80 - 83 .