محمد الريشهري

261

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

احاديث شاذ و نادر در اين كتاب ، موجب سستى اعتماد به او و گزارش‌هاى اوست . 4 . ناهماهنگى درونى اين احاديث « 1 » نيز اعتماد به آنها را سست مىنمايد .

--> ( 1 ) . اين گزارش‌ها ، از هماهنگى درونى برخوردار نيستند ، چنان كه بسيارى از آنها با يافته‌هاى ديگر ، ناهماهنگى برونى دارند . الف . نظم درونى اين گزارش‌ها ، مخدوش است . نسبت رشد روزانه ، هفت برابر و رشد هفتگى چهار برابر و رشد ماهيانه ، دوازده برابر رشد ديگران شمرده شده است . نسبت بين اين سه رشد ، هماهنگ نيست و تطابق ندارد . اگر رشد روزانه همانند رشد هفتگى ديگران باشد ، بنا بر اين ، رشد هفتگى مىبايد همانند رشد هفت هفته باشد ، در حالى كه در اين متون همانند يك ماه ، يعنى چهار هفته دانسته شده است . رشد ماهانه نيز همانند رشد يك سال ، يعنى دوازده برابر شمرده شده است كه با رشد هفت برابر اول و چهار برابر دوم هماهنگ نيست . ب . حليمهء سعديّه در توصيف رشد پيامبر صلى الله عليه و آله گفته است : « كانَ صلى الله عليه و آله يَشُبّ فِى اليَومِ شَبابَ الصَّبىِّ فى شَهرٍ وَ يَشُبُّ فِى الشَّهرِ شَبابَ الصَّبىِّ فى سَنَةٍ فَبَلَغَ سَنَةً وَ هُوَ غُلامٌ جَفرٌ ؛ در يك روز ، به اندازهء يك ماه بزرگ مىشد ، و در يك ماه ، به اندازهء بزرگ شدن يك سال ، بزرگ مىشد كودكى صغير بود » ( صحيح ، ابن حبّان : ج 14 ص 245 ) . جفر به معناى غذاخور شدن كودك و قدرت پيدا كردن او بر خوردن غذاست ( ر . ك : النهاية : ج 1 ص 277 ) . در صورتى كه مطابق با اين گزارش پيامبر صلى الله عليه و آله در يك سالگى مىبايد همانند كودكى دوازده ساله باشد . واضح است كه حكايت غذاخور شدن كودكى كه همانند انسان دوازده ساله و حتّى سى ساله است ، چندان نازيباست كه به سخره شباهت پيدا مىكند . ج . رشد سريع و غير عادى فاطمهء زهرا عليها السلام نيز با گزارشى كه ايشان را در هنگام ازدواج ، كوچك دانسته است ، در تضاد است . پيامبر صلى الله عليه و آله در جواب ردّ خواستگاران قبلى فاطمه عليها السلام مىفرمود : او كوچك است ( ر . ك : سنن النسائى : ج 6 ص 62 ، الطرائف : ص 76 ح 98 ) . د . گزارش رشد ابراهيم عليه السلام نيز همين وضعيت را دارد . در اين گزارش ، ابراهيم در درون غارى تصوير شده است كه هيچ گاه ستاره و ماه و خورشيد را نديده است . گزارش رشد و نمو ايشان در غارى تاريك ، ظاهراً براى آن است كه حكايت قرآنى : « هذا رَبِّي » ؛ اين ، پروردگار من است » و « لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ » ؛ غروب كنندگان را دوست ندارم » ( انعام : آيهء 76 ) را توجيه كند .