حسن سيد اشرفى

9

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

[ مقصد سوّم در مفاهيم ] ترجمه : مقصد سوّم در مفاهيم است . مقدّمه و آن ( مقدّمه ) اينكه همانا مفهوم چنان كه ظاهر مىشود ( مفهوم ) از موارد اطلاقش ( مفهوم ) ، آن ( مفهوم ) عبارت از حكم انشايى يا اخبارى است كه لازم گرفته است آن ( حكم انشايى يا اخبارى ) را خصوصيّت معنايى كه اراده شده است از لفظ با اين خصوصيّت و هرچند به قرينهء حكمت . و مىباشد ( مفهوم ) اينكه لازم مىآيد ( مفهوم ) آن ( معناى مراد از لفظ ) را به خاطر اين ( خصوصيّت ) ، موافقت كند ( مفهوم ) آن ( معناى مراد از لفظ ) را در ايجاب و سلب يا مخالفت كند ( مفهوم ) آن ( معناى مراد از لفظ ) را . پس مفهوم « اگر زيد نزد تو آمد ، پس او را اكرام كن » مثلا - اگر گفته شود به آن ( مفهوم ) - قضيّهء شرطيّهء سالبه‌اى است با شرطش ( قضيّهء شرطيّهء سالبه ) و جزائش ( قضيّهء شرطيّهء سالبه ) ، لازم است براى قضيّهء شرطيّه‌اى كه مىباشد ( قضيّهء شرطيّه ) معناى قضيّهء لفظيّه ، و مىباشد براى آن ( قضيّهء شرطيّهء سالبه ) خصوصيّتى به همان خصوصيّتى كه بوده است ( خصوصيّت در مفهوم ) مستلزم براى آن ( خصوصيّت در منطوق ) . پس صحيح است اينكه گفته شود : همانا مفهوم ، همانا آن ( مفهوم ) حكم غير مذكور است نه اينكه همانا آن ( مفهوم ) حكم براى غير مذكور است ، آن‌طورى كه تفسير شده است ( مفهوم ) به اين ( حكم براى غير مذكور ) . و هرآينه واقع شده است در اين ( تعريف مفهوم ) نقض و ابرام بين بزرگان ، با آنكه همانا نيست جايگاهى براى اين ( نقض و ابرام ) ، چنان كه اشاره كرديم به آن ( جايگاه نداشتن ) در غير از اينجا . زيرا همانا اين ( تعريف مفهوم ) از قبيل شرح اسم است همان‌طورىكه در تفسير لغوى است . و از اين ( تعريف از قبيل شرح اسم بوده ) روشن شد حال غير اين تفسير از آنچه ذكر شد در مقام ( بحث مفاهيم ) . پس مهمّ نيست براى ما ، عهده‌دار شدن اين ( حال غير اين