حسن سيد اشرفى

10

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

تفسير ) همان‌طورىكه مهمّ نيست براى ما بيان اينكه همانا اين ( مفهوم ) از صفات مدلول است يا دلالت و اگرچه مىباشد ( مفهوم ) به صفات مدلول ، شبيه‌تر . و توصيف به دلالت احيانا مىباشد ( توصيف ) از باب توصيف به حال متعلّق . و هرآينه روشن شد از اين ( مطالب گفته شده ) همانا نزاع در ثبوت مفهوم و عدم آن ( ثبوت مفهوم ) در حقيقت ، همانا مىباشد ( نزاع ) در اينكه همانا قضيّهء شرطيّه يا وصفيّه يا غير اين دو ( شرطيّه و وصفيّه ) آيا دلالت مىكند ( شرطيّه يا وصفيّه ) به واسطهء وضع يا به واسطه قرينه عامّه بر اين خصوصيّتى كه مستلزم است اين خصوصيّت ديگر را يا نه ؟ نكات دستورى و توضيح واژگان المقصد الثّالث فى المفاهيم : كلمهء « المقصد » مبتدا و كلمهء « الثّالث » صفت آن و جار و مجرور « فى المفاهيم » خبر مىباشد . مقدّمة : يعنى « هذه مقدّمة » . و هى انّ المفهوم كما يظهر من موارد اطلاقه : ضمير « هى » به مقدّمه و ضمير در « يظهر » و « اطلاقه » به مفهوم برمىگردد . هو عبارة : ضمير « هو » به مفهوم برمىگردد . تستتبعه خصوصيّة المعنى : ضمير مفعولى در « تستتبعه » به حكم انشايى يا اخبارى برگشته و كلمهء « خصوصيّة » فاعل « تستتبعه » و اضافه به بعدش شده و كلمه « تستتبعه » به معناى « تستلزمه » بوده و مقصود از « خصوصيّة » نيز ترتّب علّى جزاء بر شرط مىباشد . الّذى اريد من اللّفظ بتلك الخصوصيّة : ضمير نايب فاعلى در « اريد » به « الّذى » كه با ما بعدش ، صفت براى « المعنى » بوده برگشته و حرف باء در « بتلك الخصوصيّة » به معناى مع بوده و مقصود از « تلك الخصوصيّة » نيز همان لزوم ترتّبى علّى بوده و اين جار و مجرور متعلّق به « اريد » و مقصود از « المعنى الّذى الخ » نيز منطوق مىباشد . و لو بقرينة الحكمة : يعنى « و لو تستتبعه خصوصيّة المعنى بقرينة الحكمة » و مقصود