حسن سيد اشرفى

49

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

( اقتضاى اطلاق ) سودى نمىبخشد ( اين اقتضاى اطلاق ) قائل به مفهوم را ، براى آنچه كه دانستى اينكه همانا اين ( مفهوم ) انكار نمىشود ( مفهوم ) در آنچه ( موردى ) كه وقتى باشد مفاد اطلاق از باب اتّفاق . نكات دستورى و توضيح واژگان و امّا توهّم انّه الخ : ضمير در « انّه » به لزوم بين علّت منحصره و معلولش برگشته و جواب امّا كلمهء « ففيه انّ الخ » بوده و اين عبارت ، شروع در دليل پنجم طرفداران مفهوم شرط مىباشد . انّ مقتضاه تعيّنه : ضمير در « مقتضاه » به اطلاق شرط و در « تعيّنه » به شرط برمىگردد . اطلاق الامر : مقصود از « الامر » صيغهء امر مىباشد . ففيه : ضمير در « ففيه » به توهّم برمىگردد . ليس فى الشّرط نحوا : ضمير در « ليس » به تعيّن برگشته و كلمهء « نحوا » به معناى كيفيّت مىباشد . يغاير نحوه : ضمير در « يغاير » به تعيّن و ضمير در « نحوه » به شرط برگشته و اين جمله ، صفت براى « نحوا » مىباشد . فيما اذا كان متعدّدا : كلمه « ما » در « فيما » موصوله و به معناى موردى بوده و ضمير در « كان » به شرط برمىگردد . كما كان فى الوجوب كذلك : ضمير در « كان » به « نحو » كيفيّت برگشته و مشاراليه « كذلك » مغاير است در صورت متعدّد بودن مىباشد . فى كلّ منهما : ضمير در « منهما » به تعيينى و تخييرى برمىگردد . فى التّخييرىّ منهما من العدل : ضمير در « منهما » به واجب تعيينى و تخييرى برگشته و كلمه « العدل » به معناى هم‌رديف بوده و مقصود آن است كه متكلّم بگويد : « اكرم امّا زيدا