حسن سيد اشرفى

854

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

704 - اينكه گفته شد امارات جارى در موضوعات مجزى نيستند ، بر چه مبنايى از حجّت بودن امارات مىباشد ؟ « 1 » ( هذا على . . . بنحو السببيّة )

--> - اصول و امارات نبود واجب بود حفظ واقع به آن‌گونه كه هست و نيز لازم بود احراز اجزاء و شرايط واقعى بعد از تنجّز تكليف مثل تنجّز تكليف صلاتى . نكته آخر آنكه ظاهرا همهء فقهاء تا زمان شيخ قدّس سرّه بر مجزى بودن اوامر ظاهريّه اعمّ از امارات و اصول و اعمّ از اينكه در احكام و يا در موضوعات جارى شوند اتّفاق نظر داشته‌اند و اختلاف از زمان ايشان بوجود آمده است تا آنجا كه حتّى بعضى اجزاء را مستحيل دانسته‌اند . ( 1 ) - در حجيّت امارات سه نظريه وجود دارد : الف : سببيّت : يعنى حجّيّت امارات بر اين اساس است كه با قيام اماره بر چيزى ، برطبق مؤدا و مدلول اماره مصلحتى به اندازهء مصلحت واقع و يا بيش از آن ، حادث و ايجاد مىشود كه اگر كسى برطبق اماره عمل كند اين مصلحت به او داده مىشود ، حال چه مطابق با واقع بشود يا مطابق با واقع نشود . به عبارت ديگر ، اماره سبب جعل حكم در واقع شده و در واقع مؤداى اماره به عنوان حكم واقعى جعل مىشود . مثلا اگر در واقع در عصر غيبت نماز ظهر در جمعه واجب باشد ولى اماره قائم شود بر وجوب نماز جمعه ، در اينجا اين اماره سبب مىشود مصلحتى براى مؤداى آن يعنى وجوب نماز جمعه ايجاد شود كه سبب شود نماز جمعه ، حكم واقعى قرار داده شود . البتّه اشاعره به يك نوع سببيّت قائلند و معتزله به نوع ديگرى قائلند ولى در نتيجه يكى است . ب : طريقيّت : يعنى امارات ، طريق به واقع بوده و صرفا كشف از واقع مىكند و هيچ مصلحت جديدى برطبق مؤدّاى اماره ايجاد نمىشود . بلكه همهء مصلحت ، متعلّق به حكم اللّه واقعى بوده كه در لوح محفوظ ثبت است . و اين امارات فقط طريق و راه به سوى آنها مىباشند . حال اگر اين طريق ، ما را به حكم واقعى رساند در اين صورت همهء مصلحت واقع به ما مىرسد و اگر اماره مخالف واقع درآمده و كشف خلاف شد اين اماره صرفا معذّر است . ج : مصلحت سلوكيّه : نظريه‌پرداز آن ، شيخ انصارى قدّس سرّه مىباشد ، وى مىفرمايد ؛ ما هم قائليم كه اوّلا : خداوند در لوح محفوظ احكامى دارد كه براساس مصالح و مفاسد واقعى جعل شده و هرگز تغيير و تبديل پيدا نمىكند چه فتواى مجتهد مطابق با آن درآيد و چه مخالف با آن درآيد . ثانيا : برطبق -