حسن سيد اشرفى

811

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

--> - غرض مولى تحصيل نشود مىفرمايد ، بر عبد واجب است كه امتثال مجدّد امر كند و نه اينكه جايز است . و حال آنكه خواندن دوبارهء نماز به جماعت ، واجب نيست بلكه جايز مىباشد . ثانيا : جواز تبديل آنجا بود كه خود مأمور به را با عنوانى كه دارد بتواند خودش را يا بهترش را دوباره اتيان كند ولى در اينجا دو عنوان است ؛ نماز فرادى و نماز جماعت . آرى اگر روايت دلالت داشت كه نماز فرادى را مثلا مىتواند دوباره اعاده كند با ذكر مستحبات يا حضور قلب بيشترى كه در نماز اوّلى نبوده و يا همان نماز را مشخصا اعاده كند اين روايات دليل بر جواز تبديل امتثال مىشد . بنابراين ، از اين روايات استفاده مىشود كه هريك از نمازهاى يوميّه هم به فرادى هم به جماعت مطلوب مولى بوده و مطلوبيتش على البدليّة مىباشد . يعنى هركدام مىتواند كفايت از ديگرى كند و در نهايت خداوند محبوب‌ترين آن را اختيار مىكند . يعنى ممكن است براى يك نمازگزار ، نماز محبوب از او در نزد خداوند ، نماز فرادايش باشد و براى نمازگزار ديگرى نماز با جماعت . ثالثا : جواز و بلكه وجوب تبديل امتثال در جايى بود كه غرض مولى حاصل نشده باشد و امتثال ، علّت تامّه براى حصول غرض نباشد و يا مشكوك باشد . ولى روايات دلالت برآن ندارد كه غرض مولى حاصل نشده يا بيان‌كنندهء مشكوك بودن امتثال در تحصيل غرض مولى مىباشد . بلكه همان‌طور كه گفته شد ؛ هر دو نماز با دو عنوان جداگانه كه بر هريك از نمازهاى يوميّه صادق است . مثل نماز صبح فرادى ، نماز صبح جماعت يا نماز ظهر فرادى و نماز ظهر جماعت و مانند آن به‌طور مستقلّ مطلوب مولى بوده و در نتيجه خداوند از باب امتنان ، محبوب‌ترين آن را از عبد در صورتى كه هر دو را اتيان كند گزينش مىكند . در نتيجه ، ظاهرا روايات اين باب دلالت بر جواز تبديل امتثال امر ندارد و در مثال آوردن آب نيز بايد گفت ؛ اگر عبد در فرض مذكور اتيان دوباره نكند در واقع امتثال امر نكرده و نيز بايد گفت ؛ امتثال دوباره در واقع ، امتثال اصلى و امتثال امر خواهد بود .