حسن سيد اشرفى

807

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

خارج وقت لازم نيست . « 1 » 679 - چرا اتيان مأمور به هريك از اوامر واقعى اوّلى ، واقعى ثانوى و ظاهرى ، مجزى از امر خودش مىباشد ؟ ( لاستقلال العقل . . . ثانيا ) ج : مىفرمايد : وقتى مأمور به در هريك از اوامر ، على وجهه « 2 » اتيان شود ديگر اقتضاء و دليلى براى تعبّد و اتيان دوبارهء مأمور به نيست تا به واسطهء آن اقتضاء و دليل بتوان اتيان دوبارهء مأمور به كرد . چرا كه عقل پس از اتيان مأمور به ، حكم مىكند كه مجال و دليلى براى اتيان دوبارهء مأمور به نمىباشد . « 3 » 680 - آيا امتثال دوبارهء مأمور به در هيچ شرايطى لازم نيست و امتثال محسوب نخواهد شد ؟ ( نعم لا يبعد . . . فى المسألة السّابقة ) ج : مىفرمايد : آرى ، بعيد نيست كه گفته شود ؛ عبد مىتواند امتثال دوبارهء امر كرده و مأمور به را دوباره اتيان كند به عنوان بدل از امتثال اوّلش . ولى بايد اين امتثال دوّم را بدل و به

--> ( 1 ) - مثلا اتيان نماز با وضوء ، مجزى از امر واقعى اوّلى بوده كه فرموده است : « اقيموا الصّلاة » و ديگر اتيان نماز با وضوء در داخل يا خارج وقت لازم نيست . يا اتيان نماز با تيمّم در امر اضطرارى مجزى از امر اضطرارى كه « فتيمّموا صعيدا طيّبا » بوده مىباشد . و نيز اتيان نماز با وضوى استصحابى يا خواندن نماز جمعه به واسطهء امر ظاهرى اقامه شده برآن ، مجزى از امر ظاهرى بوده و نياز به اتيان دوباره نماز با وضوى استصحابى يا خواندن دوبارهء نماز جمعه نمىباشد . ( 2 ) - قبلا توضيح داده شد كه « على وجهه » يعنى اتيان مأمور به با رعايت شرايط و اجزاء عقلى و شرعى معتبر در مأمور به . ( 3 ) - زيرا عقل حكم مىكند ؛ وقتى مأمور به در هر امرى ، على وجهه ، اتيان شود ، غرض مولى حاصل شده و ملاك امر از بين مىرود . و وقتى ملاك امر از بين برود ، خود امر هم از بين مىرود و ديگر امرى نبوده تا به واسطه و مستند به آن ، اتيان مأمور به و امتثال امر شود . به عبارت ديگر ، سالبهء به انتفاء موضوع مىشود .