حسن سيد اشرفى
808
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
عنوان تبديل امتثال قرار دهد نه اينكه امتثال مجزّا و مستقلّى كه منضمّ به امتثال اوّل بوده قرار گيرد . « 1 » چنانچه در مسئلهء سابق « 2 » نيز اشاره به اين جواز تبديل امتثال شد . 681 - تبديل امتثال و اتيان دوبارهء مأمور به ، به عنوان بدل از امتثال اوّل با ذكر مثال در كجاست و چگونه است ؟ ( و ذلك فيما . . . . بدلا عنه ) ج : مىفرمايد : تبديل امتثال آنجايى است كه مجرّد اتيان مأمور به ، و امتثال امر ، علّت تامّه براى حصول غرض مولى « 3 » ( غرض اقصى و غرض اكمل و نهايى ) نباشد هرچند مجرّد امتثال وافى به غرض بوده و اگر عبد اكتفاء به همين امتثال كند وظيفهاش را انجام داده است . « 4 » ولى چون غرض ( نهايى ) مولى حاصل نشده است امتثال مجرّد به عنوان بدل از امتثال اوّل جايز بلكه واجب است . مثل آنكه مولى امر كند كه برايش آب آورده شود تا آن را بخورد و عبد آب را بياورد ولى بعد از آوردن آب ، مولى آن را نخورد بلكه به دليلى بيفتد و بريزد حال اگر عبد اطّلاع پيدا كند از ريخته شدن آب ، واجب مىشود بر او كه برود و دوباره آب بياورد . و در واقع اين صورت از اتيان عبد مانند آن است كه اصلا اتيان نكرده بود . يعنى همانطور كه اگر اصلا نرفته بود آب بياورد هنوز غرض مولى باقى بود و بر عبد
--> ( 1 ) - منضمّا نمىتواند . يعنى نمىتواند اين امتثال دوّم را امتثالى مستقلّ و به عنوان امتثال دوّم قرار دهد . چرا كه گفته شد ؛ با امتثال اوّل ، امر مولى ساقط شده و ديگر موضوعى براى امتثال دوباره نيست تا اين امتثال دوّم را با امتثال اوّل روى هم يك امتثال قرار دهد يا اين امتثال دوّم را نيز يك امتثال ديگرى قرار داده و دو امتثال محسوب شود . ( 2 ) - در عبارت « و التّحقيق الخ » در مسئلهء مرّه و تكرار . ( 3 ) - توضيح علّت تامّه و غرض اقصى و نهايى مولى در بحث مرّه و تكرار و در پاورقى جواب از سؤال 651 گذشت . ( 4 ) - زيرا اصل غرض مولى حاصل شده ولى غرض نهايى است كه حاصل نشده است .