حسن سيد اشرفى

799

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

و تكرار و مسئلهء تبعيّت قضاء از اداء ) اصلا . [ تحقيق در كلام مىطلبد بحث را در دو موضع ] وقتى دانستى اين امور را ، پس تحقيق مقام ، مستدعى است ( تحقيق مقام ) بحث و كلام را در دو موضع : [ موضع اول : مجزى بودن اتيان مامور به هريك از امر واقعى اولى و ثانوى ( اضطرارى ) و اوامر ظاهرى ] اوّل : آن است كه همانا اتيان كردن به مأمور به با امر واقعى - بلكه با امر اضطرارى يا ظاهرى همچنين - كفايت مىكند ( اتيان ) از تعبّد به آن ( مأمور به ) دوباره ، به دليل مستقلّ بودن عقل به اينكه همانا مجالى نيست با موافقت كردن امر با اتيان مأمور به بر وجه آن ( مأمور به ) ، براى اقتضاى تعبّد به آن ( مأمور به ) دوباره . آرى ، بعيد نمىباشد اينكه گفته شود : به اينكه همانا مىباشد براى عبد ، تبديل كردن امتثال و تعبّد دوباره ، به عنوان بدل از تعبّد به آن ( مأمور به ) اوّلا ، نه منضم‌شدهء به آن ( امتثالى اوّلى ) ، همان‌طورىكه اشاره كرديم به آن ( جواز تبديل امتثال ) در مسئلهء سابق ( مرّه و تكرار ) ، و اين ( جواز تبديل امتثالى اوّلى به دوّمى ) در آن چيزى ( موردى ) است كه دانسته شود همانا مجرّد امتثال آن ( مأمور به ) نمىباشد ( مجرّد امتثال ) علّت تامّه براى حاصل شدن غرض و اگرچه باشد ( مجرّد امتثال ) وافى به آن ( غرض ) اگر اكتفا كند ( مكلّف ) به آن ( مجرّد امتثال ) همان‌طورىكه وقتى بياورد ( عبد ) به آبى كه امر كرده است به آن ( آب ) مولايش ( عبد ) براى اينكه بنوشد ( مولى ) آن ( آب ) را ، پس ننوشد ( مولى ) آن ( آب ) را بعدا ( بعد از آوردن ) ، پس همانا امر ، به حقيقت آن ( امر ) و ملاكش ( امر ) ساقط نمىشود ( امر ) بعدا ( بعد از آوردن ) ، و براى همين ( ساقط نشدن امر ) اگر ريخته شده باشد آب و مطلع شده باشد برآن ( ريخته شدن آب ) عبد ، واجب است بر او ( عبد ) اتيان كردن آن ( آب ) دوباره همانند وقتى كه نياورده باشد ( عبد ) به آن ( آب ) اوّلا ( بار اوّل ) ، به دليل ضرورى بودن بقاء طلبش ( مولى ) تا وقتى كه حاصل نشده باشد غرض او ( مولى ) كه داعى است به آن ( طلب ) و گرنه هرآينه واجب نمىكرد ( مولى ) حدوث ( ايجاد ) آن ( طلب ) را ، پس در اين هنگام ( حاصل نشدن غرض ) مىباشد براى او ( عبد )