حسن سيد اشرفى

800

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

اتيان كردن به آبى ديگر موافق براى امر ( امر اوّل ) ، همان‌طورىكه بود ( اتيان آب ديگر ) براى او ( عبد ) قبل از اتيان اوّلش ( عبد ) به عنوان بدل از اين ( اتيان اوّل ) . آرى ، در آنچه ( موردى ) كه باشد اتيان ، علّت تامّه براى حصول غرض ، پس باقى نمىماند جايى براى تبديل ( تبديل امتثال ) ، همان‌طورىكه وقتى امر كند ( مولى ) به ريختن آب در دهان او ( مولى ) براى رفع عطشش ( مولى ) ، پس بريزد ( عبد ) آن ( آب ) را . بلكه اگر نداشته باشد ( عبد ) همانا آن ( اتيان ) از كدام قبيل است ، پس براى او ( عبد ) است تبديل كردن به احتمال اينكه نباشد ( اتيان ) علّت ، پس براى او ( عبد ) به آن ( تبديل اتيان ) راهى است ، و تأييد مىكند اين ( جواز تبديل ) را - بلكه دلالت مىكند بر اين ( جواز تبديل ) - آنچه كه وارد شده است از روايات در باب اعاده كردن شخصى كه نماز خوانده است ( شخص ) به صورت فرادى ، [ اعاده كردن ] به صورت جماعت را ، و اينكه همانا خداوند متعال برمىگزيند ( خداوند متعال ) محبوب‌ترين اين دو ( فرادى و جماعت ) را به سوى خودش ( خداوند متعال ) . نكات دستورى و توضيح واژگان رابعها الفرق بين هذه المسألة : ضمير در « رابعها » به امور برگشته و مقصود از « هذه المسألة » مسئلهء اجزاء مىباشد . لا يكاد يخفى : ضمير در « يخفى » به فرق برمىگردد . فان البحث هاهنا : مشاراليه « هاهنا » اجزاء مىباشد . بما هو المأمور به : ضمير « هو » به ماء موصوله به معناى عمل و در « به » به الف و لام « المأمور » كه به معناى « الّذى » بوده برمىگردد . يعنى « بما هو الّذى يؤمر به » . يجزى عقلا : ضمير در « يجزى » به اتيان مأمور به برگشته و كلمهء « عقلا » تمييز نسبت در « يجزى » مىباشد . يعنى « مجزى بودن از نظر عقل » . بخلافه فى تلك المسألة : ضمير در « بخلافه » به بحث برگشته و مقصود از « تلك