حسن سيد اشرفى
768
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
651 - چرا اتيان بيش از يك بار طبيعت مأمور به مقتضاى اطلاق صيغهء امر نبوده و جايز نمىباشد ؟ ( فانّه مع الاتيان . . . يحصل بمجرّده ) ج : مىفرمايد : زيرا وقتى اتيان يك بار طبيعت مأمور به در ضمن يك فرد يا افراد متعدّد صورت گرفت ، قهرا امتثال امر هم صورت گرفته و با امتثال نيز امر ساقط مىشود البتّه اگر امتثال يك بار امر ، علّت تامّه براى حصول غرض نهايى مولى باشد . « 1 » حال وقتى با اتيان طبيعت در يك بار ، امتثال صورت گيرد ديگر با وجود امتثال ، مجالى براى اتيان دوبارهء مأمور به به انگيزهء امتثال دوباره و به عنوان امتثال ديگرى نبوده « 2 » و جايز نخواهد بود . زيرا امتثال غرض نهايى حاصل شده است . « 3 » 652 - آيا نمىشود دوباره اتيان مأمور به نمود و هر دو اتيان را يك امتثال قرار داد ؟ ( فلا يبقى . . . لامتثاله اصلا ) ج : مىفرمايد : خير ، نمىتوان دوباره اتيان مأمور به كرد به انگيزهء اينكه هر دو اتيان را يك امتثال قرار داد . زيرا دانستى كه وقتى با اتيان طبيعت مأمور به ، موافقت امر حاصل شده و با موافقت امر مولى ، غرض او ساقط مىشود و از طرفى سقوط امر نيز با سقوط غرض مولى بوده و ديگر مجال و زمينهاى براى امتثال امر در بار دوّم نيست تا امتثال دوّم را با امتثال
--> - به صورت همزمان و در يك نوبت اكرام كند . كه اگر چنين شد نمىتواند افراد ديگرى غير از اين افراد يا همين افراد را به قصد امتثال دوباره اكرام كند . ( 1 ) - غرض اقصى يعنى غرض اكمل و نهايى . مثلا در امر مولى به عبد كه برايش آب بياورد تا بخورد وقتى عبد آب را بياورد و مولى بخورد هم اصل غرض مولى و هم غرض نهايى او حاصل شده است . ولى اگر آب را عبد آورد ولى ظرف آب از دست مولى افتاد و آب ريخت در اينجا اصل غرض مولى حاصل شده ولى غرض نهايى حاصل نشده است . ( 2 ) - زيرا امر با اتيان بار اوّل مأمور به ساقط شده و امرى نيست تا امتثال آن بشود . به عبارت ديگر ، موضوع براى امتثال دوباره كه وجود امر بوده منتفى شده است . ( 3 ) - مثل اينكه عبد آب را آورده و مولى نيز آن را نوشيده و يا با آن وضوء گرفته است .