حسن سيد اشرفى

753

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

مورد نزاع باشد . ب : مقصود از مرّه و تكرار عبارت از يك فرد يا افراد بوده و اين معنا مورد نزاع باشد . « 1 » تحقيق آن است كه مرّه و تكرار بر هر دو معنا مورد نزاع مىباشد اگرچه ظاهر لفظ مرّه و تكرار در معناى اوّل يعنى دفعه و دفعات مىباشد . 639 - توهّمى كه شده در محل نزاع از مرّه و تكرار چيست ؟ ( و توهّم انّه . . . الفرد ) ج : مىفرمايد : صاحب فصول توهّم كرده كه مرّه و تكرار به معناى دفعه و دفعات مورد نزاع

--> ( 1 ) - فرق دفعه و دفعات با فرد و افراد آن است كه دفعه و دفعات اعمّ از فرد و افراد مىباشد : مثلا مولى مىفرمايد : « اكرم العالم » اگر مرّه و تكرار به معناى دفعه و دفعات بوده و امر دلالت بر مرّه كند ممكن است اكرام عالم يك دفعه صورت بگيرد ولى در ضمن يك دفعه فقط زيد عالم اكرام شود كه هم دفعه صادق است و هم فرد و يا در ضمن همان دفعه ، افرادى از علماء مثلا در يك ميهمانى زيد عالم ، بكر عالم و عمر عالم اكرام شوند كه در اينجا دفعه صادق بوده و افراد هم صادق است ولى فرد صادق نيست . و اگر امر دلالت بر تكرار به معناى دفعات كند ممكن است در ضمن دفعات فقط زيد چند بار اكرام شود كه در اينجا فرد هم صادق است ولى افراد صادق نيست . يا در ضمن دفعات چند نفر اكرام شود . مثلا در دو يا سه بار و هربار زيد و بكر و عمر اكرام شود كه در اينجا علاوه بر دفعات ، افراد هم صادق بوده ولى فرد صادق نيست . اگر امر دلالت بر مرّه به معناى فرد كند ممكن است اكرام زيد عالم شود كه در اينجا هم فرد صادق بوده و هم دفعه صادق است و اگر دلالت بر تكرار به معناى افراد كند ممكن است اكرام زيد و بكر و عمر شود كه در اينجا هم افراد و هم دفعه صادق بوده ولى دفعات صادق نيست . حال اگر قائل به دلالت امر بر مرّه به معناى دفعه بود يك بار اكرام كردن كافى است اعمّ از اينكه در اين يك بار يك نفر يا چند نفر عالم را اكرام نمود و اگر قائل به دلالت امر بر تكرار به معناى دفعات بود بايد بيش از يك بار يعنى چندين بار عمل اكرام صورت گيرد اعمّ از اينكه در هر دفعه يك نفر يا چند نفر اكرام شود . امّا اگر قائل به دلالت امر بر مرّه به معناى فرد بود يعنى يك فرد از عالم بايد اكرام شود و كافى است ولى اگر قائل به دلالت امر بر تكرار به معناى افراد بود بايد بيش از يك نفر يعنى چندين فرد عالم اكرام شود و يك نفر كافى نيست .