حسن سيد اشرفى
752
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
اين فعل در مادّه كه « ضاد و باء و راء » بوده و معنا كه زدن باشد وضع شده است . « 1 » 638 - مقصود از مرّه و تكرار كه محلّ نزاع بوده مبنى بر اينكه آيا صيغهء امر دلالت بر مرّه دارد يا تكرار و يا دلالت بر هيچكدام نداشته چه بوده و نظر مصنّف چيست ؟ ( ثمّ المراد . . . فى المعنى الاوّل ) ج : مىفرمايد : دو احتمال در مقصود از مرّه و تكرار وجود دارد : الف : مقصود از مرّه و تكرار از عبارت از دفعه ( يكبار ) و دفعات ( چند بار ) بوده و اين معنا
--> ( 1 ) - مثلا بنا بر قول بصريّون كه مىگويند ؛ مصدر ، اصل كلام است ، يعنى واضع در ابتداء « ضاد و راء و باء » را مشخّصا لحاظ كرده و « ضرب » را به وضع شخصى براى معناى حدثى زدن وضع كرده و سپس در وضع ثانوى و به وضع نوعى گفته هرچه كه از « ضاد و باء و راء » در قالب « فعل » قرار گيرد براى وقوع نسبت زدن در زمان گذشته بوده و هرچه در قالب « يفعل » قرار گيرد براى وقوع نسبت زدن در آينده و هرچه در قالب « افعل » قرار گيرد براى ايجاد نسبت زدن خواهد بود . امّا بنا بر قول كوفيّون كه مىگويند ؛ فعل ، اصل كلام است ، يعنى واضع در ابتدا « ضاد و راء و باء » را مشخّصا لحاظ كرده و « ضرب » يا « يضرب » و يا « اضرب » را به وضع شخصى براى وقوع نسبت زدن در گذشته و يا آينده و يا ايجاد نسبت زدن وضع كرده و سپس ساير مشتقّات را به وضع نوعى وضع نموده به اينكه گفته هرچه از « ضاد و راء و باء » كه در قالب « فعل » قرار گيرد براى معناى حدثى زدن و در قالب « فاعل » براى انجامدهندهء ضرب و در قالب « مفعول » براى وقوع ضرب بر ديگرى مىباشد . ملاحظه شد ؛ بنا بر قول بصريّون ابتدا مصدر از « ضاد و راء و باء » به وضع شخصى وضع شده براى معناى حدثى زدن و سپس از همين « ضاد و راء و باء » كه مصدر هم از آن وضع شده به وضع نوعى ، فعل براى وقوع نسبت زدن كه اين معنا به شكل حدثىاش در مصدر هم بوده وضع شده است . و بنا بر قول كوفيّون ابتدا فعل از « ضاد و راء و باء » به وضع شخصى ، وضع شده براى وقوع نسبت زدن و يا ايجاد آن و سپس از همين « ضاد و راء و باء » كه فعل از آن وضع شده به وضع نوعى ، ساير كلمات مثل مصدر و اسم فاعل و اسم مفعول و غيره براى بيان انجامدهندهء زدن يا وقوع زدن بر ديگرى كه اين معنا به شكل وقوع نسبت آن در زمان گذشته و آينده يا ايجاد آن در معناى فعل هم بوده وضع شده است .