حسن سيد اشرفى
741
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
آن ( لازمهء اطلاق ) اتيان كردن به آن ( طبيعت ) است يك بار يا چند بار ، نه لزوم بسنده كردن بر مرّه ( يك بار ) ، چنان كه مخفى نمىباشد . نكات دستورى و توضيح واژگان ان صيغة الامر مطلقا : مقصود از « مطلقا » يعنى نه به واسطهء مادّه و نه به واسطهء هيئت . البته بعضى گفتهاند كه مقصود از مطلقا يعنى مجرّد از قرينه كه صحيح نمىباشد . چرا كه مصنّف بايد مىفرمود : ( الحقّ ان اطلاق صيغة الامر الخ ) لا دلالة لها : ضمير در « لها » به صيغهء امر برمىگردد . فانّ المنصرف عنها ليس إلا إلخ : ضمير در « عنها » به صيغهء امر و در « ليس » به منصرف از صيغهء امر « المنصرف عنها » برمىگردد . فلا دلالة لها على احدهما : ضمير در « لها » به صيغهء امر و در « احدهما » به مرّة و تكرار برمىگردد . لا بهيئتها و لا بمادّتها : ضمير در « بهئيتها » و « بمادّتها » به صيغهء امر برمىگردد . و الاكتفاء بالمرّة انّما هو الخ : ضمير « هو » به اكتفاء به مرّة برگشته و اين عبارت جواب سؤال مقدر است : اگر صيغهء امر نه به واسطهء هيئت و نه به واسطه مادّهاش دلالت بر مرّه و تكرار ندارد پس چرا امتثال با يك بار حاصل مىشود ؟ الامتثال بها : ضمير در « بها » به مرّة برمىگردد . ثم لا يذهب عليك : يعنى فراموشت نشود ، يا مخفى نباشد بر تو . انّ الاتّفاق على انّ الخ : جار و مجرور « على انّ الخ » متعلّق به « الاتّفاق » كه اسم براى « انّ » بوده مىباشد و خبرش ، عبارت « لا يوجب الخ » بوده و عبارت « انّ الاتّفاق » با خبرش تأويل به مصدر رفته و فاعل براى « لا يذهب » مىباشد . لا يدلّ على الخ : ضمير در « لا يدلّ » به مصدر مجرّد از لام و تنوين برمىگردد . على ما حكاه السكّاكىّ : ضمير منصوبى در « حكاه » به ماء موصوله كه به معناى بيان و