حسن سيد اشرفى

732

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

تعيينى و عينى بوده مستلزم مقيّد بودن وجوب و تضييق دايرهء وجوب است . حال اگر آمر و مولى در مقام بيان باشد و غرض او هم مقيّد بودن وجوب به يكى از قيود غيرى ، تخييرى و كفائى باشد ولى قرينه‌اى بر غرض خودش يعنى مقيّد بودن وجوب به قيود ياد شده نياورد اقتضاى حكمت آن است كه وجوب ، مطلق باشد . يعنى مقيّد نيست به غيرى كه لازم باشد وجوبش معلق به وجوب ديگرى باشد يا به تخييرى كه وجوبش با در نظر گرفتن هريك با توجه به نبود ديگرى بوده و يا به كفائى كه وجوبش با در نظر گرفتن نبودن مكلّف ديگرى در انجام دادن واجب مىباشد . « 1 » 628 - نظر اصوليّون نسبت به ظهور صيغهء امر در وجوب وقتى كه بعد از حظر و نهى قرار گيرد چيست ؟ ( المبحث السّابع . . . على اقوال ) ج : مىفرمايد : اصوليّونى كه گفته‌اند صيغهء امر ظهور در وجوب دارد حال يا به واسطه وضع

--> ( 1 ) - وجوب در غيرى مقابل نفسى بوده و معلّق و مشروط است به وجوب ذى المقدّمه . يعنى تا ذى المقدّمه واجب نشود مقدّمه هم واجب نمىشود . بنابراين ، مطلوبيّت وضوء معلّق به مطلوبيّت نماز است ولى وجوب نفسى مثلا وجوب نماز ، مقيّد و معلّق به وجوب چيز ديگرى نيست بلكه خودش ذاتا داراى مصلحت بوده و مطلوب مولى مىباشد چه چيز ديگرى واجب بشود يا نشود . وجوب در تخييرى معلق و مشروط است به اينكه يكى از مصاديق اتيان نشود . مثلا وجوب اطعام شصت فقير مقيّد است به اينكه عتق رقبه يا شصت روز روزهء پشت سر هم انجام نشود . و وجوب عتق رقبه ، مقيّد به اين است كه اطعام شصت فقير و شصت روز روزه انجام نشود . ولى وجوب تعيينى به يك امر تعلّق گرفته و وجوبش مقيّد و معلّق به عدم اتيان فرد ديگرى نيست چه فرد ديگرى انجام بشود يا نشود اين شىء ، مطلوب بوده و مصلحت دارد مثل نمازهاى يوميّه . وجوب در كفائى كه بر همهء مكلّفين يعنى بر تك‌تك افراد تعلّق گرفته است وجوبش بر هريك افراد معلّق به اين است كه ديگرى انجام ندهد . چرا كه اگر يكى انجام دهد از سايرين ساقط مىشود . ولى در وجوب عينى ، وجوب تعلّق گرفته به همهء افراد به‌طور مساوى و وجوبش بر تك‌تك افراد ، مقيّد به اين نيست كه ديگرى انجام ندهد . بلكه چه ديگرى انجام بدهد يا ندهد بر سايرين واجب است .