حسن سيد اشرفى

733

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

يعنى وضع براى وجوب شده يا به واسطه اطلاق و كثرت استعمال در وجوب ، « 1 » نسبت اينكه اگر صيغهء امر بعد از نهى حقيقى قرار گيرد مثل اينكه در حال احرام ، امورى بر محرم حرام است مثل صيد كردن كه خداوند بعد از نهى از صيد در احرام مىفرمايد : « وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا » يعنى وقتى از احرام درآمديد پس صيد كنيد و يا بعد از نهى توهّمى قرار گيرد مثل اينكه گمان مىكردند شكارى كه به واسطهء سگ تعليم داده شده ( كلب معلّمه ) گرفته شده و خفه شده است خوردنش حرام مىباشد خداوند بعد از اين حظرى كه توهّم آن مىشده مىفرمايد : « فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ » بخوريد از آنچه كه سگ معلّمه گرفته است ، اختلاف كرده‌اند ؛ اين امر ، ظهور در چه معنايى دارد كه در اين ميان اقوالى است . 629 - اقوال در صيغهء امرى كه بعد از حظر يا توهّم حظر قرار گرفته با دليل آن چيست ؟ ( نسب الى المشهور . . . الى غير ذلك ) ج : مىفرمايد : الف : نسبت داده شده به مشهور كه صيغهء امر بعد از نهى و توهّم نهى ، ظهور در اباحه و جواز دارد . « 2 » بنابراين ، صيغهء « فاصطادوا » و « كلوا » ظهور در اباحه و جواز دارد يعنى جايز است صيد كردن و خوردن صيد كلب معلّمه . ب : نسبت داده شده به بعضى از علماى اهل سنّت كه صيغهء امر هرچند بعد از نهى قرار گيرد باز هم در معناى وجوب ظهور دارد همچون وقتى كه عقيب نهى قرار نگرفته بود . ج : نسبت داده شده به گروهى به اينكه صيغهء امر تبعيّت از معنايى مىكند كه قبل از نهى

--> ( 1 ) - يعنى صيغهء امر وضع براى قدر جامع يعنى طلب شده ولى كثرت استعمال در وجوب داشته و منصرف به طلب وجوبى است . ( 2 ) - يعنى عقيب نهى قرار گرفتن صيغهء امر يك قرينه عامّه است كه صيغهء امر را از معناى اصلى و حقيقى خودش كه وجوب بوده منصرف به معناى مجازى كه اباحه باشد مىكند . ولى بايد دانست كه منظور مشهور از اباحه عبارت از اباحهء اصطلاحى نيست . بلكه اباحه به معناى رفع ممنوعيّت قبلى مىباشد يعنى ترخيص « قوانين الاصول 1 / 89 » .