حسن سيد اشرفى

727

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

متفاوت مىباشد . بيان تفاوت آن است ؛ در شكّ در اقلّ و اكثر ارتباطى ، قائلين به برائت نظرشان آن است كه شكّ در اكثر در واقع شكّ در اصل تكليف است و در شكّ در اصل تكليف و شكّ در اصل وجوب چيزى ، جاى برائت مىباشد ولى در اينجا شكّ در قصد قربت شكّ در اصل تكليف نيست ، بلكه تكليف و مأمور به مشخّص و معلوم بوده كه مثلا نماز ده‌جزئى مىباشد ، بلكه شكّ در محصّل غرض است . يعنى شكّ داريم كه اين تكليف معلوم و مأمور به مشخص آيا با قصد قربت تحقّق پيدا مىكند و يا بدون قصد قربت ؟ و به عبارت ديگر ، شكّ داريم در تطبيق عنوان بر مصداق كه آيا نماز بدون قصد قربت ، مصداق مأمور به معلوم و يقينى است يا مصداق مأمور به نبوده بلكه مصداق مأمور به ، عبارت از نماز با قصد قربت مىباشد ؟ يعنى مرجع شكّ به شكّ در مكلّف به

--> - 3 - جاى اجراى برائت شرعى و نقلى است چنان كه نظر شيخ انصارى در رسائل است . با اين دليل كه در اقلّ و اكثر ارتباطى نيز تكليف به اقلّ معلوم بوده و در تعلّق تكليف به اكثر شكّ داريم كه آيا اصولا تكليف به اكثر تعلّق گرفته يا نه ؟ و جاى برائت عقلى و شرعى است . ولى بايد گفت : نظر حقّ نيز همين است كه جاى اجراى برائت عقلى و شرعى است . چرا كه علاوه بر دليل شيخ بايد گفت ، فرقى بين اقلّ و اكثر ارتباطى با استقلالى در مورد شكّ نيست . زيرا مىتوان به همان دليل كه حكم به وجوب احتياط و اتيان اكثر در اقلّ و اكثر ارتباطى مىشود حكم به وجوب احتياط در اقلّ و اكثر استقلالى نمود . مبنى بر اينكه در اقلّ و اكثر استقلالى نيز ، اصل تكليف مثلا وجوب اداء دين يقينى و روشن است ولى مكلّف به ، مردّد بين اقلّ يعنى هشتاد تومان يا اكثر صد تومان مىباشد . و اينكه گفته شود در اقلّ و اكثر ارتباطى يك تكليف برعهده بوده و آن مركّب بوده و شك در اجزاء و شرايط است ولى در استقلالى تعدّد تكليف وجود دارد نيز صحيح نمىباشد . چرا كه مركّبات شرعى مثل نماز و مانند آن از مركبّات اعتبارى بوده و نه حقيقتى تا گفته شود ؛ مركّب بدون اجزائش تحقّق خارجى ندارد . و اينكه فرق بين موضوع در برائت نقلى با شرعى گذاشت مبنى بر اينكه موضوع در برائت عقلى عبارت از شكّ در تكليف بوده و نه مكلّف به ، بنابراين ، بنا بر حكم عقل جاى احتياط است ولى موضوع در برائت شرعى اعمّ از شكّ در تكليف و مكلّف به بوده بنابراين ، جاى برائت مىباشد نيز تفصيلى بدون دليل بوده و در لسان ادلّهء برائت يعنى روايات و احاديث چنين تفصيلى استظهار نمىشود .