حسن سيد اشرفى
674
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
همين شكل است كه هميشه در معناى خودشان كه انشاء تمنّى ، انشاء ترجّى و انشاء طلب فهم بوده استعمال مىشوند ولى به انگيزههاى ديگر كه قبلا بحث آن گذشت . « 1 » 590 - مستشكل به اينكه جملات خبريّه در مقام طلب در معناى خودشان بودهاند چه اشكالى كرده است ؟ ( لا يقال كيف . . . علوّا كبيرا ) ج : مىفرمايد : اشكال شده كه چگونه جملات خبريهء در مقام طلب در معناى خودشان كه خبر بوده استعمال شدهاند و نه در معناى انشاء طلب ؟ چرا كه وقتى به معناى خبر باشند لازم مىآيد كه كثيرا در كلام خداوند و اوليائش دروغ واقع شود . « 2 » و حال آنكه ساحت اقدس الهى و اوليائش از دروغ منزّه و مبرّا مىباشد . 591 - جواب مصنّف به اشكال لازم آمدن كذب در كلام خدا و اوليائش اگر جملات خبريّهء در مقام طلب به معناى خودشان باشند چيست ؟ ( فانّه يقال . . . بمقتضى الحال ) مىفرمايد : وقتى كذب و دروغ خواهد بود كه جملات خبريّه در معناى خودشان بوده ولى داعى از آن عبارت از خبر دادن و حكايت از نسبت باشد و مخبر عنه هم واقع نشود . « 3 » ولى اگر به داعى بعث ، استعمال شوند هرچند در معناى خودشان باشند ديگر كذب نخواهد بود . چرا كه اگر در استعمال جملات خبريّه به داعى بعث ، كذب لازم بيايد بايد در بيشتر جملات كنايى نيز كذب لازم بيايد و حال آنكه در مثال « زيد كثير الرّماء » زيد
--> ( 1 ) - در « ايقاظ » بحث از صيغههاى انشائيّه . ( 2 ) - زيرا وقتى امام ( ع ) مىفرمايد « يعيد الصّلاة » يا « يتوضّأ » و خبر از اعادهء نماز و وضوء گرفتن مىدهد ممكن است آن شخص نماز را اعاده نكند يا وضوء نگيرد . پس بايد به معناى انشاء طلب باشد تا كذب لازم نيابد . ( 3 ) - مثلا امام ( ع ) با داعى خبر دادن از وضوء گرفتن فلان شخص بفرمايد : « يتوضّا » وضو مىگيرد و شخص هم وضوء نگيرد در اين صورت كذب لازم مىآيد ، ولى وقتى داعى امام ( ع ) از اين خبر ، انشاء طلب بوده يعنى بايد وضوء بگيرد آنوقت اگر شخص ، وضوء هم نگيرد ، كذب لازم نمىآيد . بلكه آن شخص ، امتثال امر نكرده است .