حسن سيد اشرفى

675

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

خاكسترش زياد است و يا « زيد مهزول الفصيل » زيد ، شتر شيرده‌اش لاغر است « 1 » دروغ و كذب لازم نمىآيد وقتى انگيزه و داعى ، خبر دادن از بخشش و سخاوت زيد باشد هرچند در خانهء زيد خاكستر يا شترى هم نباشد . « 2 » آرى وقتى كذب لازم مىآيد كه زيد فردى بخشنده نباشد . « 3 » بنابراين ، طلب و انشاء طلبى كه در مقام تاكيد آن بوده با جملهء خبريّه ، رساتر از طلب با صيغهء امر است . چرا كه اين‌گونه سخن گفتن ، سخن به مقتضاى حال است . « 4 » 592 - بيان مصنّف در اينكه جملات خبريهء در مقام طلب ، اگر ظهورشان در وجوب نباشد ولى متكلّم از آنها ارادهء طلب وجوبى نموده چيست ؟ ( هذا مع انّه . . . على الوجوب ) ج : مىفرمايد : اگر بپذيريم ؛ جملات خبريهء استعمال شده در طلب ، ظهور در وجوب ندارند

--> ( 1 ) - اين دو مثال در زبان عرب براى بيان جود و سخاوت افراد است و در اين مثالها مقصود ارادهء لازم معناى اين جملات است يعنى لازمهء كثير الرّماد بودن و مهزول الفصيل بودن آن است كه زيد فردى مهمان‌نواز و سخاوتمند است . ( 2 ) - چرا كه داعى ، خبر دادن از خاكستر زياد داشتن يا شتر لاغر داشتن زيد نيست بلكه داعى بيان لازمهء معناى جملهء خبريّه كه جود و سخاوت زيد بوده مىباشد . بنابراين ، در اين زمان نيز كه افراد اصلا شتر ندارند و در خانه از وسائل برقى و گازى استفاده مىكنند و شير را از بيرون تهيّه مىكنند ولى باز براى افراد سخى و بخشنده اين جملات را به كار مىبرند . ( 3 ) - زيرا داعى از اين جملهء خبريّه ، لازمهء معناى آنكه سخاوت و بخشندگى زيد بوده مىباشد و حال آنكه زيد فردى بخشنده نيست . ( 4 ) - گاهى مولى تنها در مقام طلب و خواستن چيزى است و تاكيد بر تحقّق آن ندارد در اين صورت با صيغهء امر انشاء طلب مىكند ولى وقتى طلبش به نحو مؤكّد بوده باشد در اين مقام بايد كلامش به گونه‌اى باشد كه با بيانگر تاكيد در طلب هم همراه بوده تا مطابق با مقتضاى حال مولى باشد . و جملات خبريه در مقام طلب چون مؤيّد اين معنا بوده و براى بيان تاكيد در طلب مىباشد ( چرا كه گويا در نظر مولى چنين امرى وقوعش حتمى فرض شده و گويا واقع مىشود و او دارد از آن ، خبر مىدهد ) بنابراين ، رساتر از صيغهء امر در طلب مؤكّد است .