حسن سيد اشرفى

671

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

اوّلا : اين عبارت عطف بر « هل يقتضى » مىباشد يعنى « او انّ اطلاق الصّيغة لا يقتضى كون الوجوب توصّليّا » . فيما شكّ فى تعبّديّته و توصّليّته : ضمير در « تعبّديّته » و « توصّليّته » به ماء موصوله به معناى وجوب برمىگردد . فى تحقيق ذلك : مشاراليه « ذلك » اقتضاى صيغه مىباشد . إحداها : ضمير در « إحداها » به مقدّمات برمىگردد . هو ما كان الغرض منه : ضمير « هو » به وجوب توصّلى و در « منه » به ماء موصوله به معناى وجوب برمىگردد . يحصل به مجرد حصول الواجب : ضمير در « يحصل » به غرض برگشته و مقصود از « الواجب » مأمور به مىباشد . و يسقط بمجرّد وجوده : ضمير در « يسقط » به غرض و در « وجوده » به واجب برمىگردد . فانّ الغرض منه : ضمير در « منه » به تعبّدى برمىگردد . لا يكاد يحصل بذلك : ضمير در « يحصل » به غرض برگشته و مشاراليه « ذلك » نيز مجرّد وجود واجب مىباشد . بل لا بدّ فى سقوطه : ضمير در « سقوطه » به غرض از تعبّدى برمىگردد . و حصول غرضه : ضمير در « غرضه » به تعبّدى برمىگردد . من الاتيان به متقرّبا به منه : ضمير در « به » اوّلى به تعبّدى و در « به » دوّمى به اتيان و در « منه » به خداوند برگشته و كلمهء « متقرّبا » حال براى « اتيان » يعنى اتيان مكلّف مىباشد . شرح ( پرسش و پاسخ ) 585 - جمله‌هاى خبريّه‌اى كه در مقام طلب استعمال شوند ظهور در چه معنايى داشته و اقوال در آنها چگونه است ؟ ( المبحث الثّالث . . . اولا ) ج : مىفرمايد : جمله‌هاى خبريّه‌اى كه يقين داريم مقصود از آنها خبر دادن از نسبت و وقوع نسبت نبوده بلكه مقصود از آنها انشاء طلب بوده مثل يغتسل ، يتوضّا و يعيد در اينكه