حسن سيد اشرفى
660
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
مجاز مشهور يا معناى مجازى مشهور ترجيح داده شود يا توقّف در آن نموده و صيغهء امر را در اين موارد كه قرينه نيست مبهم دانست . « 1 » ثالثا : چگونه كثرت استعمال لفظ در يك معنايى كه توأم با قرينهء باشد موجب ترجيح آن معنا يا توقّف در آن مىشود و حال آنكه لفظ عامّ كثيرا در خاصّ استعمال مىشود به گونهاى كه گفته شده است : « عامّى نيست مگر آنكه تخصيص خورده باشد » ولى در عين حال ، چنين كثرت استعمالى ، خلل در ظهور لفظ عامّ در عموم نداشته و اينگونه نيست كه اگر لفظ عامّ بدون قرينه استعمال شود بر خاصّ حمل شود مگر آنكه قرينهء مخصوص بر ارادهء خاصّ اقامه شود . « 2 »
--> - شجاع شود و گفته شود : « رايت اسدا يرمى » اين را مجاز مشهور نمىگويند . بلكه اگر لفظ « اسد » بدون قرينه كثيرا در رجل شجاع استعمال شود آنوقت مجاز مشهور خواهد بود . ( 1 ) - در مجاز مشهور هم اختلاف است و متّفق عليه نيست كه لفظ بايد حمل بر معناى مجازى مشهور شود . بلكه قول ديگر نيز هست كه بايد توقّف كرد و معناى لفظ كه در اينجا صيغهء امر بوده مبهم خواهد شد . ( 2 ) - مثلا لفظ « العلماء » وقتى حمل بر خاصّ مثلا علماى عادل مىشود كه قرينه و تخصيص در كلام باشد و گفته شود : « اكرم العلماء الّا الفسّاق منهم » ولى اگر به نحو مطلق گفته شود : « اكرم العلماء » شكّى نيست كه حمل بر عموم شده و همهء افراد عالم حتّى علماى فاسق را شامل خواهد شد .