حسن سيد اشرفى
659
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
فرمودهاند : « 1 » اگرچه معناى مصطلح صيغهء امر ، وجوب است ولى در قرآن و اخبار و در غير اين دو يعنى در عرف به دفعات و كثيرا در معناى استحباب استعمال شده به نحوى كه چنين كثرت استعمالى سبب مجاز مشهور شدن صيغهء امر در ندب شده است . لا جرم يا بايد گفت ؛ اين كثرت استعمال و مجاز مشهور شدن صيغهء امر در ندب موجب شده كه صيغهء امر يا از معناى اوّلىاش يعنى وجوب نقل داده شده « 2 » و در معناى دوّم يعنى استحباب حقيقت شده باشد يا اگر نقل هم داده نشده باشد ولى هنگام استعمال به قرينهء شهرتش در استحباب بايد حمل بر استحباب شود . « 3 » مصنّف مىفرمايد : كثرت استعمال صيغهء امر در ندب موجب نقل يا حمل آن بر استحباب نمىشود . 584 - دليل مصنّف بر اينكه كثرت استعمال صيغهء امر در ندب موجب نقل آن به استحباب يا حملش بر ندب نمىشود چيست ؟ ( مع انّ . . . ارادة الخصوص ) ج : مىفرمايد : كثرت استعمال صيغهء امر در ندب موجب نقل يا حملش بر ندب نمىشود زيرا : اوّلا : در قران ، اخبار و عرف نيز استعمال صيغهء امر در وجوب كثرت دارد و تنها در ندب نمىباشد . ثانيا : استعمال صيغهء امر اگرچه در ندب زياد است ولى هميشه توأم و همراه با قرينه است و اصولا چنين كثرت استعمالى را مجاز مشهور نمىگويند « 4 » تا با توجه به اختلاف در
--> ( 1 ) - « معالم الدّين / 48 ، فائدة » . ( 2 ) - يعنى منقول شرعى يا منقول عرفى باشد . ( 3 ) - يعنى از معناى وجوب نقل داده نشده و بر معناى وجوب باقى است ولى به قرينهء شهرت بايد حمل بر استحباب شود مگر قرينهء خاصّ بر وجوب باشد . به عبارت ديگر ، براى ارادهء معناى حقيقى امر يعنى وجوب نياز به قرينه مىباشد . ( 4 ) - زيرا مجاز مشهور آنجايى است كه لفظى بدون وجود قرينه و بدون آنكه توأم با قرينه باشد استعمال در معناى مجازى شود ، ولى اگر مثلا لفظ « اسد » هميشه با قرينهء « يرمى » استعمال در رجل -