حسن سيد اشرفى

652

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

و منه : ضمير در « منه » به بيان در صيغه‌هاى انشائيّه برمىگردد . ليس كما ينبغى : ضمير در « ليس » به « ما ذكر » برمىگردد . فى انّ الصّيغة حقيقة فى الوجوب : كلمهء « الصّيغة » اسم « انّ » و كلمهء « حقيقة » خبر و « فى الوجوب » متعلّق به « حقيقة » و « انّ » با اسم و خبرش مجرور به « فى » و اين جار و مجرور خبر مقدّم و كلمهء « وجوه » مبتداى مؤخّر مىباشد . او فيهما : ضمير در « فيهما » به وجوب و ندب برگشته و مقصود آن است كه صيغهء امر ، مشترك لفظى براى وجوب و ندب باشد . او فى المشترك بينهما : ضمير در « بينهما » به وجوب و ندب برگشته و مقصود از « المشترك » نيز مشترك معنوى مىباشد . وجوه بل اقوال : مقصود از « وجوه » احتمالات بوده و مقصود از « اقوال » يعنى اين احتمالات در نزد علماء واقع شده است . عند استعمالها : ضمير در « استعمالها » به صيغه برمىگردد . و يؤيّده : ضمير مفعولى « يؤيّده » به تبادر وجوب برمىگردد . صحّة الاعتذار عن المخالفة : كلمهء « صحّة » فاعل « يؤيّده » و اضافه به « الاعتذار » كه مقصود از آن ، اعتذار مكلّف و عبد بوده شده است . باحتمال ارادة النّدب مع الاعتراف الخ : ضمير در « ارادة » كه مصدر بوده به مولى برگشته يعنى « اراده كردن مولى » و مقصود از « الاعتراف » اعتراف مكلّف و عبد مىباشد . بعدم دلالته عليه به حال او مقال : ضمير در « دلالته » به صيغه و در « عليه » به ندب برگشته و مقصود از « به حال » قرينهء حاليه و مقصود از « مقال » قرينهء مقاليه مىباشد . و كثرة الاستعمال فيه : ضمير در « فيه » به ندب برگشته و اين عبارت ، جواب سخن صاحب معالم مىباشد .