حسن سيد اشرفى

653

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

و غيرهما لا توجب نقله اليه : ضمير در « غيرهما » به كتاب و سنّت و در « توجب » به كثرة استعمال و در « نقله » به امر و در « اليه » به ندب برمىگردد . او حمله عليه لكثرة استعماله الخ : ضمير در « حمله » به امر و در « عليه » به ندب و در « استعماله » نيز به امر برمىگردد . و ان كثر فيه : ضمير فاعلى در « كثر » به « الاستعمال » و در « فيه » به ندب برمىگردد . الّا انّه كان مع القرينة المصحوبة : ضمير در « انّه » و « كان » به استعمال در ندب برگشته و مقصود از « القرينة المصحوبة » قرينه‌اى است كه همراه كلام مىباشد . و كثرة الاستعمال كذلك الخ : مشاراليه « كذلك » با قرينهء مصحوبه بوده كلمهء « واو » حاليه و جملهء بعدش نيز حاليه مىباشد . لا توجب صيرورته مشهورا فيه : ضمير فاعلى در « لا توجب » به كثرت استعمال با قرينه برگشته و كلمهء « صيرورته » مفعول « لا توجب » بوده و ضمير در آن اسمش و به امر برگشته و كلمهء « مشهورا » خبرش بوده و ضمير در « فيه » نيز به معناى مجازى برمىگردد . ليرجّح : ضمير نايب فاعلى در « يرجّح » به مجاز مشهور برمىگردد . كيف : يعنى « كيف يرجّح او يتوقّف » استفهام انكارى است به اينكه ترجيح داده يا توقّف نمىشود . و قد كثر الخ : كلمهء « واو » حاليه و جمله بعدش حاليه مىباشد . و قد خصّ : ضمير نايب فاعلى در « خصّ » به عامّ برمىگردد . و لم ينثلم به ظهوره الخ : كلمهء « ينثلم » به معناى خلل پيدا كردن و رخنه پذيرفتن بوده و ضمير در « به » به كثرت استعمال عامّ در خاصّ و در « ظهوره » كه فاعل « ينثلم » بوده به عامّ برمىگردد . بل يحمل عليه : ضمير نايب فاعلى در « يحمل » به عامّ و در « عليه » به عموم برمىگردد .