حسن سيد اشرفى
646
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
تسخير ( به فرمان درآوردن ) و غير از اينها ( معانى ذكر شده ) ، و اين ( معانى ذكر شده از معانى صيغه باشد ) آنچنان است كه مىبينى ( صحيح نيست ) ، به دليل ضرورى بودن اينكه همانا صيغه ، استعمال نشده است ( صيغه ) در هيچيك از اينها ( معانى ياد شده ) بلكه استعمال نشده است ( صيغه ) مگر در انشاء طلب ، مگر آنكه همانا انگيزهء به اين ( انشاء طلب ) همانطورىكه مىباشد ( انگيزه ) گاهى آن ( انگيزه ) برانگيختن و تحريك كردن به سوى مطلوب واقعى ، مىباشد ( انگيزه ) زمانى ديگر يكى از اين امور ( معانى ياد شده ) چنان كه مخفى نمىباشد . و نهايت چيزى كه ممكن است اينكه ادّعا شود ( نهايت چيز ) اينكه مىباشد صيغه ، وضعشدهء براى انشاء طلب در آنچه ( موردى ) كه وقتى باشد ( انشاء طلب ) به انگيزهء برانگيختن و تحريك نمودن ، نه به انگيزهء ديگر از آنها ( معانى ذكر شده ) ، پس مىباشد انشاء طلب با اين ( صيغه ) بعث حقيقتا و انشاء آن ( طلب ) با اين ( صيغه ) به عنوان تهديد ، مجازا ، و اين ( انشاء طلب به انگيزهء تهديد ) غير بودن آن ( صيغه ) است استعمالشدهء در تهديد و در غير اين ( تهديد ) پس غفلت نكن . بيدار كردن ( آگاهانيدن ) : مخفى نمىباشد همانا آنچه كه ذكر كرديم در صيغهء امر ، جارى است در ساير صيغههاى انشايى ، پس همانطورىكه مىباشد انگيزه به انشاء تمنّى يا ترجّى يا استفهام با صيغههاى اينها ( تمنّى ، ترجى و استفهام ) گاهى آن ( انگيزه ) ثابت كردن اين صفات است حقيقتا ، مىباشد انگيزه غير اينها ( صفات ) بار ديگر ، پس وجهى نيست براى ملتزم شدن به منسلخ شدن ( جدا شدن ) صيغههاى اينها ( معانى ياد شده ) از اينها ( معانى ياد شده ) و استعمال شدنشان ( صيغههاى اينها ) در غير اينها ( معانى ياد شده ) وقتى كه واقع شوند ( صيغههاى انشائيه ) در كلام او ( خداوند متعال ) به دليل مستحيل بودن اين معانى ( معانى ذكر شده ) در حقّ او ( خداوند متعال ) از آنچه ( معنايى ) كه لازمهء آن ( معنا ) عجز يا جهل است ، و همانا وجهى نيست براى اين ( التزام به انسلاخ معانى ) ، پس همانا مستحيل ، همانا آن ( مستحيل ) حقيقى ( معناى حقيقى )