حسن سيد اشرفى
647
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
از آنها ( معانى ذكر شده ) است نه انشايى ايقاعى كه مىباشد ( انشايى ايقاعى ) به مجرّد قصد حصولش ( انشايى ايقاعى ) با صيغه ، چنان كه دانستى ، پس در كلام او ( خداوند متعال ) هرآينه استعمال شدهاند ( صيغههاى انشائيّه ) در معانىاشان ( صيغههاى انشائيّه ) ايقاعيّهء انشائيه همچنين ، نه براى اظهار ثبوت آنها ( معانى ايقاعيّه انشائيّه ) به نحو حقيقت ، بلكه [ استعمال شدهاند ] براى امر ديگرى حسب آنچه كه اقتضاء مىكند آن را حال ( قرينهء حاليه ) از اظهار محبّت يا انكار يا تقرير تا غير اينها ( اظهار محبّت ، انكار يا تقرير ) . و از اين ( بيان در صيغههاى انشائيّه ) ظاهر شد همانا آنچه كه ذكر شده است از معانى زياد براى صيغهء استفهام ، نيست ( معانى ذكر شده ) آنگونه كه شايسته است همچنين . [ مبحث دوم : صيغه امر حقيقت در وجوب است يا استحباب ] مبحث دوّم در اين است كه همانا صيغه ، حقيقت است در وجوب يا ندب يا در اين دو ( وجوب و ندب ) يا در مشترك ( معناى مشترك ) بين اين دو ( وجوب و ندب ) ، وجوهى است بلكه اقوالى است . بعيد نمىباشد متبادر بودن وجوب به هنگام استعمال آن ( صيغه ) بدون قرينه . و تأييد مىكند اين ( تبادر وجوب ) را صحيح نبودن عذر آوردن از مخالفت كردن به واسطهء احتمال دادن ارادهء ندب با وجود اعتراف به دلالت نداشتنش ( امر ) بر اين ( ندب ) به حال ( قرينهء حاليه ) يا مقالى ( قرينه مقاليّه ) . و زياد بودن استعمال ( استعمال صيغهء امر ) در آن ( ندب ) در كتاب و سنّت و غير اين دو ( كتاب و سنّت ) موجب نمىشود ( كثرت استعمال ) نقل داده شدن آن ( امر ) را به اين ( ندب ) يا حمل كردن آن ( امر ) را بر اين ( ندب ) ، به دليل كثرت استعمالش ( امر ) در وجوب همچنين ( مثل ندب ) ، با آنكه همانا استعمال و اگرچه زياد مىباشد ( استعمال ) در اين ( ندب ) مگر آنكه همانا اين ( استعمال در ندب ) مىباشد ( استعمال در ندب ) با قرينهء همراه ، و كثرت استعمال اينچنين ( با قرينه ) در معناى مجازى ، موجب نمىشود ( كثرت استعمال با قرينه ) گرديدنش ( امر ) را مشهور در اين ( معناى مجازى ) تا ترجيح