حسن سيد اشرفى

633

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

منتهى شده هستند به آنچه ( اراده‌اى تكوينى الهى ) كه نيست به اختيار ، چگونه ( ارادهء اين دو به اختيار است ) ؟ و حال آنكه سبقت گرفته است اين دو ( كفر و عصيان ) را ارادهء ازلى و مشيّت الهى ، و با اين ( سبقت گرفتن ارادهء ازلى و مشيّت الهى ) چگونه صحيح مىباشد مؤاخذه كردن بر آنچه ( كفر و عصيانى ) كه مىباشند ( كفر و عصيان ) در نهايت بدون اختيار ؟ مىگويم ( جواب مىدهم ) : عقاب همانا دنبال مىآيد ( عقاب ) كفر و عصيانى را كه تابع هستند اختيارى را كه ناشى از مقدّمات آن ( اختيار ) كه ناشى است از شقاوت ذاتى اين دو ( كفر و عصيان ) كه لازم است براى خصوص ذات اين دو ( كافر و عاصى ) ، پس همانا خوشبخت ، خوشبخت است در شكم مادرش ( خوشبخت ) و بدبخت ، بدبخت است در شكم مادرش ( بدبخت ) ، و مردم معادنى هستند همچون معادن طلا و نقره چنان كه در خبر است . و ذاتى علّت بردار نمىباشد ( ذاتى ) ، پس منقطع شد سؤال اينكه همانا براى چى قرار داده شد خوشبخت ، خوشبخت و بدبخت ، بدبخت ، پس همانا خوشبخت ، خوشبخت است به واسطهء خودش ( ذاتا ) و بدبخت ، بدبخت است اين‌چنين ( ذاتا ) ، و همانا وجود داده است اين دو ( خوشبختى و بدبختى ) را خداوند متعال . ( قلم اينجا رسيد ، سر بشكست ) هرآينه به پايان رسيد كلام در مقام به آنچه ( مطالبى ) كه چه‌بسا گنجايش ندارد آنها ( مطالب ) را بسيارى از فهمها ، و از خداوند است رشد و هدايت و به اوست تمسّك جستن . و هم و دفع : شايد تو بگويى : وقتى باشد ارادهء تشريعيّه از او ( خداوند متعال ) عين علمش ( خداوند متعال ) به مصلحت فعل ، لازم مىآيد - بناء بر اينكه باشد ( اراده ) عين طلب - بودن انشاءشدهء با صيغه ( اوامر و نواهى ) در خطابات الهيّه ، آن ( انشاءشدهء با صيغه ) علم ، و اين ( علم بودن انشاءشدهء با صيغه ) به مكانى از بطلان ( باطل ) است . ولى همانا تو غفلت كرده‌اى از اينكه همانا متّحد بودن اراده با علم داشتن به مصلحت ، همانا