حسن سيد اشرفى

634

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

مىباشد ( اتّحاد اراده و علم به صلاح ) خارجا ( در خارج ) نه مفهوما ( در معنا ) ، و هرآينه دانستى انشاء شده ( اوامر و نواهى انشاءشدهء با صيغه ) نيست ( انشاء شده ) مگر مفهوم ( مفهوم طلب ) نه طلب خارجى ، و تعجّبى نيست اصلا در متّحد بودن اراده و علم از جهت عينيّت و خارج ( در خارج ) ، بلكه گريزى نيست از اين ( متّحد بودن عينى و خارجى ) در همهء صفات او ( خداوند متعال ) ، به دليل رجوع كردن صفات ( صفات خداوند ) به ذات مقدّسش ( خداوند متعال ) ، فرموده است امير المؤمنين عليه السّلام : و كمال توحيد او ( خداوند ) اخلاص براى او ( خداوند ) است و كمال اخلاص براى او ( خداوند ) نفى كردن صفات از او ( خداوند ) است . نكات دستورى و توضيح واژگان بارادته تعالى الّتى لا تكاد تتخلّف الخ : ضمير در « بارادته » به خداوند و در « لا تكاد » و « تتخلّف » به « ارادته » ارادهء حقّ تعالى برگشته و موصول « الّتى » با جملهء صلهء بعدش صفت براى كلمهء « ارادته » بوده و مقصود از « ارادته » ارادهء تكوينى حقّ تعالى مىباشد . ان يتعلّق بها التّكليف : ضمير در « بها » به افعال يعنى كفر ، عصيان ، اطاعت و ايمان برمىگردد . لكونها خارجة عن الاختيار : ضمير در « لكونها » به افعال ياد شده برمىگردد . المعتبر فيه عقلا : ضمير در « فيه » به تكليف برگشته و كلمهء « المعتبر » صفت براى « الاختيار » بوده و كلمهء « عقلا » تمييز نسبت براى « المعتبر » مىباشد . انّما يخرج بذلك عن الاختيار : ضمير فاعلى در « يخرج » به مكلّف و يا به « كلّ من الافعال » يعنى هريك از افعال كفر ، عصيان ، اطاعت و ايمان برگشته و مشاراليه « ذلك » استناد افعال به ارادهء الهى يعنى كفر ، عصيان ، اطاعت و ايمان به واسطهء ارادهء تكوينى حقّ تعالى بوده مىباشد . لو لم يكن تعلّق الارادة بها : ضمير در « بها » به افعال ياد شده برمىگردد .