حسن سيد اشرفى
623
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
اصحاب و معتزله منكر كلام نفسى مىباشند . « 1 » 555 - اگر گفته شود ؛ غرض اصحاب و معتزله از نفى غير صفات مشهوره و اينكه صفات ديگرى غير از اين صفات نفسانى كه مدلول كلام لفظى بوده نيست آيا معنايش اين نيست كه همين صفات مشهوره ، مدلول كلام لفظى بوده و چه سؤالاتى مطرح مىشود ؟ ( ان قلت . . . الاصحاب و المعتزلة ) ج : مىفرمايد : ممكن است بگويى ( سؤال كنى ) پس چه چيزى مدلول كلام لفظى خواهد بود : وقتى نه صفات مشهوريه و نه صفات نفسانى ديگر مدلول كلام لفظى نباشد . بنابراين در جملات انشايى مثلا مدلول و مبناى « اضرب زيدا » چيست وقتى مدلولش صفت نفسانى كه اراده بر انجام ضرب بوده نباشد ؟ 556 - جواب مصنّف به سؤال مطرح شده به اينكه پس مدلول كلام لفظى در نظر اصحاب و معتزله چه بوده چيست ؟ ( از خارج ) ج : جملاتى كه دلالت بر معنا دارند بر دو دستهاند الف : جملات خبرى ب : جملات انشائى كه مدلول كلام لفظى در هركدام آنها متفاوت است . 557 - مدلول كلام لفظى در جملات خبرى چيست ؟ ( قلت امّا . . . او كاتب ) ج : مىفرمايد : مدلول و معناى جملات خبرى مثبت عبارت از ثبوت و تحقّق نسبت در واقع نموده كه اين واقع يا ذهن يا خارج ذهن مىباشد . و مدلول و معناى جملات خبرى منفى عبارت از نفى و سلب نسبت بين دو طرف نسبت يعنى مسند و مسند اليه در واقع
--> ( 1 ) - يعنى مدلول لفظى براى « اضرب زيدا » ارادهء نفسانى بر « ضرب » و براى « جاء زيد » علم نفسى به ثبوت نسبت نمىباشد . چرا كه اصولا اصحاب و معتزله منكر كلام نفسانى مىباشند . نه اينكه اختلافشان در مصاديق باشد به اينكه صفات نفسانى كه مدلول كلام لفظى بوده در نظر اصحاب و معتزله همين صفات معروفه بوده و در نظر اشاعره صفت نفسانى ديگرى مىباشد .