حسن سيد اشرفى

620

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

فكيف تتخلف عن المراد : ضمير فاعلى در « تتخلف » به اراده برمىگردد . و لا يكاد يتخلّف : در بعضى نسخه‌ها چنين آمده است : « لا تكاد تتخلّف » در اين صورت ، ضمير در « تتخلّف » به اراده از مراد برگشته ولى بنا بر عبارت آمده در متن ، ضمير فاعلى در « يتخلف » به قرينهء مقام به مكلّف برمىگردد . يقول له كن فيكون : ضمير در « له » و ضمير مخاطب در فعل امر « كن » و در « يكون » به شىء برمىگردد . فهو انّ استحالة التّخلّف : ضمير « هو » به دفع برگشته و مقصود از « التّخلّف » تخلّف از اراده الهى مىباشد . انّما تكون الخ : ضمير در « تكون » به « استحالة التّخلّف » يعنى محال بودن تخلّف از ارادهء الهى برمىگردد . و هو العلم بالنّظام : ضمير « هو » به « ارادهء تكوينيّه » برگشته و به اعتبار خبرش مذكر آورده شده و اين عبارت ، جواب سؤال مقدر كه ارادهء تكوينيّه چيست مىباشد . و هو العلم بالمصلحة : ضمير « هو » به ارادهء تشريعيّه برگشته و تذكير آن به اعتبار خبرش بوده و اين عبارت ، جواب سؤال مقدر كه ارادهء تشريعيّه چيست مىباشد . و ما لا محيص عنه : ضمير در « عنه » به ماء موصوله به معناى اراده برمىگردد . انّما هو هذه الارادة التشريعيّة : ضمير « هو » به « ما لا محيص عنه » برمىگردد . فاذا توافقتا : ضمير فاعلى در « توافقتا » به ارادهء تكوينيّه و ارادهء تشريعيّه برمىگردد . و اذا تخالفتا : ضمير فاعلى در « تخالفتا » همچون « توافقنا » مىباشد . شرح ( پرسش و پاسخ ) 551 - خلاصه‌گيرى مصنّف از دليل اشاعره مبنى بر انفكاك و مغايرت بين طلب و اراده و جواب وى چيست ؟ ( و بالجملة . . . كما لا يخفى ) ج : مىفرمايد : خلاصه آنكه آنچه را كه دليل اشاعره دربردارنده آن مىباشد غير از اين نيست كه مغايرت و انفكاك است بين اراده حقيقى و طلبى كه با صيغه انشاء شده و اين