حسن سيد اشرفى
617
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
برمىگردد . فهى دالّة الخ : ضمير « هى » به « الجمل الخبريّة » برمىگردد . بين طرفيها او نفيها : ضمير در « طرفيها » و « نفيها » به نسبت برگشته و كلمهء « نفيها » عطف بر « ثبوت النّسبة » مىباشد . فى نفس الامر من ذهن او خارج : مقصود از « نفس الامر » يعنى در واقع و عالم واقع بوده كه يا اين واقع در ذهن و يا در خارج مىباشد . بنابراين « من ذهن او خارج » بيان براى « نفس الامر » خواهد بود . فهى على ما حقّقناه : ضمير « هى » به « الصّيغ الانشائيّة » برگشته و ضمير مفعولى در « حققناه » به ماء موصوله برمىگردد . موجدة لمعانيها : ضمير در « لمعانيها » به صيغ انشايى برگشته و اين جار و مجرور متعلّق به « موجدة » كه خبر براى « هى » بوده مىباشد . اى قصد ثبوت معانيها و تحقّقها بها : كلمهء « ثبوت » نايب فاعل براى « قصد » كه اضافه شده به « معانيها » و ضمير در آن به صيغ انشايى و در « تحقّقها » به « معانيها » يعنى معانى صيغ انشايى و در « بها » نيز به صيغ انشايى برگشته و عبارت « قصد ثبوت الخ » تفسير براى « موجدة لمعانيها فى نفس الامر » مىباشد . و هذا نحو من الوجود : مشاراليه « هذا » ثبوت معانى به واسطهء صيغههاى انشايى مىباشد . و ربّما يكون هذا منشأ الخ : مشاراليه « هذا » كه اسم براى « يكون » بوده نحوهء از وجود در صيغههاى انشايى بوده و كلمهء « منشأ » خبرش مىباشد . لانتزاع اعتبار مترتّب عليه : جار و مجرور « لانتزاع » متعلّق به « منشأ » بوده و كلمهء « انتزاع » اضافه به « اعتبار » شده و كلمهء « مترتّب » اسم مفعول و صفت براى « اعتبار » بوده و كلمهء « آثار » نايب فاعل براى « مترتّب » مىباشد و ضمير در « عليه » به « اعتبار » برمىگردد . شرعا او عرفا آثار : كلمهء « شرعا و عرفا » تمييز براى نسبت در جملهء « يكون هذا الخ »