حسن سيد اشرفى

612

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

كاشف است از مغايرت اين دو ( ارادهء حقيقى و طلب انشايى ) ، و اين ( انفكاك بين طلب انشايى و ارادهء حقيقى ) از آن چيزى ( انفكاكى ) است كه گريزى نيست از ملتزم شدن به آن ( انفكاك ) ، چنان كه دانستى ، ولى همانا اين ( التزام ) ضرر نمىزند ( التزام ) به ادّعاى اتّحاد اصلا ، به دليل بودن اين مغايرت و انفكاك بين طلب حقيقى و انشايى ، چنان كه مخفى نمىباشد . سپس همانا ممكن است - از آنچه ( بيانى ) كه تحقيق كرديم آن ( بيان ) را - اينكه واقع شود صلح بين دو طرف و نباشد نزاعى در ميان ، به اينكه باشد مراد به سخن اتّحاد ( اتّحاد بين طلب و اراده ) آن چيزى كه دانستى از عينيّت به لحاظ مفهوم و وجود حقيقى و انشايى ، و اينكه باشد مراد به مغايرت و دوئيّت ، آن ( مراد ) دوئيّت انشايى از طلب است ، چنان كه اين ( انشايى ) بيشتر ، اراده مىشود ( انشايى ) از اطلاق لفظ آن ( طلب ) و حقيقى از اراده ، چنان كه اين ( حقيقى ) مقصود است غالبا از اين ( اراده ) در زمان اطلاقش ( اراده ) ، پس رجوع مىكند نزاع [ به ] لفظى ، پس بفهم . دفع كردن وهمى : مخفى نمىباشد همانا نيست غرض اصحاب و معتزله از نفى كردن غير صفات مشهوره و اينكه همانا نيست صفت ديگرى كه قائم به نفس بوده ، باشد ( صفت ديگر قائم به نفس ) كلام نفسى مدلول براى كلام لفظى ، [ نيست غرض اصحاب و معتزله ] اينكه همانا اين صفات مشهوره ، مدلولات براى كلام ( كلام لفظى ) است . اگر بگويى ( اشكال كنى ) : پس چه چيزى ( مدلولى ) مىباشد ( مدلول ) مدلول برآن ( كلام لفظى ) نزد اصحاب و معتزله ؟ مىگويم ( جواب مىدهم ) : امّا جمله‌هاى خبريّه ، پس اين‌ها ( جمله‌هاى خبريّه ) دلالت‌كننده هستند بر ثبوت نسبت بين دو طرف اين ( نسبت ) يا نفى اين ( نسبت ) در واقع از ذهن يا خارج ، همچون : انسان ، نوع است يا كاتب است . و امّا صيغه‌هاى انشائيّه ، پس اين‌ها ( صيغه‌هاى انشائيّه ) - بنا بر آنچه ( بيانى ) كه تحقيق كرديم آن ( بيان ) را در بعضى از