حسن سيد اشرفى

577

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

فصول . 509 - نظر مصنّف در خصوص معناى لفظ امر چيست ؟ ( و لا يبعد . . . و الشّيء ) ج : مىفرمايد : بعيد نيست ادّعا كنيم اينكه لفظ امر ، وضع شده براى معناى طلب اجمالا « 1 » و براى معناى شىء و در اين دو معنا حقيقت است . « 2 » 510 - آنچه دربارهء معناى لفظ امر بحث شد به چه اعتبار بوده است ؟ ( هذا بحسب . . . و اللّغة ) ج : مىفرمايد : همهء اين مباحث دربارهء لفظ امر به اعتبار عرف و لغت بود كه در عرف و لغت معناى لفظ امر چيست ؟ 511 - معناى اصطلاحى امر چيست ؟ ( و امّا بحسب الاصطلاح . . . فى غيره ) ج : مىفرمايد : نقل اتّفاق شده « 3 » كه لفظ امر در اصطلاح ، وضع شده براى قول مخصوص يعنى صيغهء امر كه صيغهء افعل بوده و در غير قول مخصوص مجاز مىباشد . به عبارت ديگر ، لفظ امر ، اسم است براى صيغهء امر يعنى صيغهء افعل . بنابراين وقتى گفته شود : « امر حقيقت در وجوب است » يعنى صيغهء امر و صيغهء افعل حقيقت در وجوب است . 512 - نظر مصنّف نسبت به نقل اتّفاق علما در معناى اصطلاحى امر چيست ؟ ( و لا يخفى انّه . . . بالمعنى الآخر ) ج : مىفرمايد : اگر لفظ امر وضع شده باشد براى قول مخصوص و صيغهء افعل ، در اين صورت نبايد از آن صيغه‌هاى ديگر مشتقّ شود . چرا كه در اين صورت اسم بوده و جامد و

--> ( 1 ) - يعنى بدون نظر به اينكه آيا حقيقت در طلب وجوبى بوده و در ندبى مجاز باشد و يا به عكس و يا حقيقت در اعمّ از طلب وجوبى و ندبى مىباشد . يعنى به اشتراك معنوى ، وضع براى اعمّ شده باشد . و نيز بدون نظر به اينكه آيا حقيقت در طلب با وجود استعلاء در آمر بوده يا اعمّ از آن مىباشد . ( 2 ) - يعنى مشترك لفظى بين اين دو معنا مىباشد . ( 3 ) - « الفصول الغرويّة / 62 و 63 القول فى الامر » .