حسن سيد اشرفى

573

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

مىباشد . و مؤاخذته بمجرّد مخالفة امره : كلمه « مؤاخذته » عطف بر « الاحتجاج » بوده و ضمير در آن به عبد و در « امره » به حقّ تعالى برمىگردد . و توبيخه على مجرّد مخالفته : كلمه « توبيخه » عطف بر « الاحتجاج » بوده و ضمير در آن و در « مخالفته » به عبد برمىگردد . تقسيمه الى الايجاب و الاستحباب : كلمه « تقسيمه » مبتدا و ضمير در آن به « امر » برگشته و خبرش نيز عبارت « انّما يكون قرينة الخ » بوده و اين عبارت ، جواب كسانى است كه مىگويند ؛ امر حقيقت در معناى اعمّ از وجوب و استحباب بوده به دليل تقسيم امر به ايجاب و استحباب . انّما يكون قرينة على ارادة المعنى الاعمّ منه : ضمير در « يكون » اسمش و به « تقسيم » برگشته و كلمهء « قرينة » خبر و جار و مجرور « على ارادة الخ » متعلّق به « قرينة » و ضمير در « منه » به امر برگشته و عبارت « انّما الخ » خبر براى « تقسيمه » مىباشد . و صحّة الاستعمال فى معنى : كلمه « صحّة » كه اضافه شده به « الاستعمال » مبتدا و جار و مجرور « فى معنى » متعلّق به « الاستعمال » و خبر اين مبتدا كلمهء « اعمّ » مىباشد . اعمّ من كونه على نحو الحقيقة : كلمهء « اعمّ » خبر براى « صحّة الاستعمال » و كلمهء « كون » مجرور به « من » و ضمير در آن ، اسمش و به استعمال برگشته و « على نحو الحقيقة » خبر « كون » و جار و مجرور « من كون الخ » متعلّق به « اعمّ » مىباشد . و امّا ما افيد من انّ الاستعمال فيهما ثابت : ضمير نايب فاعلى در « افيد » به ماء موصوله كه مبتداء بوده برگشته و خبرش جملهء « فهو غير مفيد » بوده و ضمير در « فيهما » به وجوب و استحباب برگشته و « من انّ الخ » بيان براى ماء موصوله بوده و اين عبارت ، بيان دليل دوّم قائلين به اشتراك معنوى در لفظ امر مىباشد .