حسن سيد اشرفى
562
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
از جمله آنها ( معانى ) : طلب است ، چنان كه گفته مىشود : امر كرد ( طلب كرد ) او را به كذا . و از جمله آنها ( معانى ) : شأن ( مقام ) است ، چنان كه گفته مىشود : مشغول كرد او را امر ( شأن ) كذايى . و از جمله آنها ( معانى ) : فعل ( كار ) است ، چنان كه در قول خداوند متعال است : « و نيست امر ( فعل ) فرعون ، صحيح » . و از جمله آنها ( معانى ) : فعل عجيب است ، چنان كه در قول خداوند متعال است : « پس وقتى كه آمد امر ما ( فعل عجيب ما ) » . و از جمله آنها ( معانى ) : شىء است ، چنان كه گفته مىشود : « ديدم امروز امر ( شىء ) عجيبى را . و از جمله آنها ( معانى ) : حادثه است . و از جمله آنها ( معانى ) : غرض است ، چنان كه مىگويى : « آمد زيد براى امر ( غرض ) كذايى » . و مخفى نمىباشد همانا شمردن بعضى از اينها ( معانى متعدّده ) از معانى آن ( امر ) از اشتباه مصداق به مفهوم است ، به دليل ضرورى بودن اينكه همانا [ كلمهء ] امر در « آمد زيد براى امر كذايى » استعمال نشده است ( امر ) در معناى غرض ، بلكه لام هرآينه دلالت دارد ( لام ) بر غرض ، آرى مىباشد مدخولش ( لام ) مصداق آن ( غرض ) ، پس بفهم . و اين چنين ( اشتباه مصداق به مفهوم ) است حال در قول خداوند متعال : « پس وقتى آمد امر ما » مىباشد ( امر ) مصداق براى تعجّب نه استعمال شده در مفهوم آن ( تعجّب ) و مانند اين ( اشتباه مصداق به مفهوم ) است در حادثه و شأن . و به واسطهء اين ( لفظ امر ، مصداق آن معانى بوده نه به آن معانى ) روشن شد آنچه ( اشكالى ) كه در ادّعاى فصول است از بودن لفظ امر ، حقيقت در دو معناى اوّلى ، و بعيد نمىباشد ادّعاى بودن آن ( امر ) حقيقت در طلب اجمالا و شىء ، اين ( مطالب دربارهء لفظ